دانشکده مدیریت عمومی Shijun Li 1 ، دانشگاه علوم و فناوری Huazhong ، ووهان ، هوبی ، چین. مکاتبات [email protected] https://orcid.org/0000-0003-0898-9389View اطلاعات نویسنده بیشتر
کالج مدیریت عمومی بینگ وانگ 1 ، دانشگاه علوم و فناوری Huazhong ، Wuhan ، Hubei ، China. View اطلاعات نویسنده بیشتر
- استناد را بارگیری کنید
- https://doi.org/10. 1080/23311886. 2020. 1760413
- جایگاه
جامعه شناسی
آیا عدالت اجتماعی الگوی رشد اقتصادی برتر است؟تجزیه و تحلیل تطبیقی در کشورهای G20
- مقاله کامل
- ارقام و داده ها
- منابع
- استناد
- معیارهای
- مجوز
- چاپ مجدد و مجوزها
- مشاهده pdf pdfview epub epub
خلاصه
نمایش فرمول:؟فرمول های ریاضی به عنوان MATHML رمزگذاری شده اند و در این نسخه HTML با استفاده از MathJax به منظور بهبود نمایشگر خود نمایش داده می شوند. جعبه را برای خاموش کردن MathJax از آن جدا کنید. این ویژگی به JavaScript نیاز دارد. برای بزرگنمایی روی فرمول کلیک کنید.
در طول سال 2006 تا 2016 ، پیوند پانل بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی با انجام تجزیه و تحلیل مقایسه ای کشورهای G20 مورد بررسی قرار می گیرد. رابطه بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی به عنوان یک عملکرد U شکل نشان داده شده است. رشد اقتصادی یک معادله درجه دوم عدالت اجتماعی است. علاوه بر این ، مسیر رشد اقتصادی از "دو برابر پایین" ، "عدالت رهبری" به "دو برابر" توسعه یافته است. از طریق مطالعات موردی ، سیاست های عمومی باید به ساختار متعادل تر عدالت اجتماعی خدمت کند.
صورت منافع عمومی
رشد اقتصادی ملی یک فرایند ساده و پیچیده است. هنگامی که اکثر شاخص ها افزایش مثبت را نشان می دهند ، ما معمولاً فکر می کنیم که اقتصاد ملی توسعه یافته است. سپس ، یک رابطه پیچیده در پشت این رشد وجود دارد. بین ارزشهای اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و زیست محیطی از جمله درگیری ، همزیستی ، نفوذ ، نفوذ ، محدودیت یا علیت متقابل رابطه وجود دارد. این رابطه به صورت پویا تغییر می کند ، و تشخیص اینکه چه عواملی باعث رشد اقتصادی می شود و چه ارزش برای دستیابی به آن قربانی می شود. برای حل این شبهات ، باید مجموعه ای از مفاهیم را استخراج و تضاد کنیم. در این مقاله رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی برای بررسی رابطه بین ارزش اقتصادی و ارزش غیر اقتصادی در فرآیند توسعه ملی انتخاب شده است ، تا سعی کنیم سیاست توسعه اقتصادی را ارائه دهیم که می تواند همزیستی ارزش های متعدد را تحقق بخشد.
"نابرابری ، به جای کمبود ، علت مشکل است." - کنفوسیوس
1. معرفی
بحران اقتصادی جهانی ، که از آگوست 2007 آغاز شد ، تأمل بیشتری توسط رهبران سیاسی ، اندیشکده ها ، رسانه ها و عموم مردم در مورد چگونگی اندازه گیری پایداری اجتماعی ایجاد کرده است. سیستم اندازه گیری سنتی ، تحت سلطه شاخص های توسعه اقتصادی ، مورد سؤال قرار گرفته است (Greve ، 2016 ؛ Karabell ، 2014). به عنوان مثال ، نسبت شاخص های اقتصادی مانند سرانه تولید ناخالص داخلی و GNDI در شاخص های جامع بارها کاهش یافته است ، و تحقیقات در مورد ارزش های غیر اقتصادی محبوب شده است (زوزانک ، 2013).
برخی از متغیرهای جدید در یک سری از مدل های اصلاح شده از رشد اقتصادی ، مانند حفاظت از زیست محیطی ، ساختار اجتماعی ، بهزیستی ، یکپارچگی سیاسی و اخلاق اقتصادی در نظر گرفته شده است (Bozoklu & Yilanci ، 2013 ؛ Davis ، 2003 ؛ Rostow ، 1992). شاخص های ارزش غیر اقتصادی و شاخص های رشد اقتصادی وضعیت رقابت را در زمینه ارزیابی کمی از توسعه اجتماعی تشکیل داده اند. بنابراین ، سیستم ارزیابی ارزشمند چند مدنی در حال ساخت و به تدریج به یک اجماع بین المللی تبدیل می شود ، که تأثیر گسترده ای بر کشورهای جهان برای کشف مدلهای جدید حاکمیت جهانی و تدوین سیاست های عمومی معقول در دوره انتقال اجتماعی دارد. بشر
پس از تکامل طولانی جامعه بشری ، یک سیستم پیچیده شکل گرفته است که می تواند تقریباً به زیر سیستم های وابسته به یکدیگر مانند سیاست ، اقتصاد ، فرهنگ ، جامعه و بوم شناسی تقسیم شود. برای توسعه و پیشرفت جامعه ، باید ارزش های عمومی با کیفیت بیشتر و بالاتر ایجاد شود. با این حال ، عدالت اجتماعی 1 به عنوان مفهوم اصلی یک ارزش اجتماعی اغلب در عمل دست کم گرفته می شود.
نابرابری اجتماعی مانع از توسعه اجتماعی به عنوان یک عامل مهار کننده می شود (گلاسر ، 2012). خواه برای بهبود فقر در مقیاس یا ارتقاء توسعه پایدار ، توجه به نابرابری اجتماعی ضروری است (Ranadive ، 1973). هدف از توسعه اجتماعی تقویت رشد اقتصادی ، کاهش نابرابری ها ، افزایش ثروت و ترویج توسعه مشترک است. دستاورد توسعه انسانی را می توان با مفاهیم عدالت مشترک در بسیاری از زمینه ها ارزیابی کرد (Balaceanu و همکاران ، 2012).
در دهه های گذشته ، "عدالت اجتماعی" توجه روز افزون عمومی و سیاستگذاران را به خود جلب کرده است (جانسون ، 2012 ؛ ریکوچی ، 2009). پس از کنفرانس مینوبروک در سال 1968 ، سهام اجتماعی به عنوان الگوی مدیریت در نظر گرفته شد (گودن و پورتیلو ، 2011)."عدالت اجتماعی" در چندین زمینه عمومی مانند سیاست توزیع ، پرسنل ، جنس و قومیت ها اعمال شد (گودن ، 2015). سرانجام ، در زمینه جهانی سازی ، آن را در طیف گسترده ای از زمینه ها استفاده کرده است.
عدالت اجتماعی بخش مهمی و غیر قابل تعویض از رشد اقتصادی اجتماعی است. بر اساس تئوری کینزیسم جدید ، اصلاحات با هدف تعادل توزیع درآمد انجام می شود. یکی از اولین و روابط مبتنی بر شواهد بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی نابرابری درآمد بوده است. یک مطالعه اولیه پیش بینی کرد که نابرابری به عنوان یک عملکرد U شکل معکوس در فرآیند توسعه ارائه می شود (Kuzenets ، 1955). توجه به نابرابری در مرحله اول در قرن نوزدهم افزایش یافت و سپس از نیمه دوم قرن نوزدهم کاهش یافت (ویلیامسون ، 1985 ؛ ویلیامسون و لیندرت ، 1980). با این حال ، منحنی Kuznets در دهه 1970 برعکس شد و حاکی از پایان قوانین تاریخی در مورد نابرابری است. رابطه بین رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی به چالش کشیده شد (Katz et al. ، 1995 ؛ Ocde ، 1993). نابرابری درآمدی از قرن بیست و یکم به میزان قابل توجهی کاهش یافته است ، در حالی که سایر نابرابری های مربوط به اقتصادی برجسته شده است (کلارک ، 2011). اقتصاددانان به جای روند "طبیعی" اقتصادی ، نابرابری کاهش یافته ناشی از اصلاح مالیات را در نظر گرفتند (Piketty & Saez ، 2003). عدالت اجتماعی تحت تأثیر مکانیسم قدرت دولت تحت تأثیر سیاست ها (محدود به سیستم توزیع ثروت) خواهد بود.
برای رابطه بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی ، اقتصاددانان و سیاست گذاران عمدتاً بر دو جنبه مهم تمرکز می کنند: یکی رفاه اجتماعی است. مورد دیگر نابرابری درآمدی و توزیع ثروت است (برایانت ، 2015 ؛ ابرت ، 1997 ؛ مینارد-مودی و مشنو ، 2012 ؛ اولدفیلد ، 2003 ؛ اسلسنیک ، 1989 ؛ Treuhaft & Madland ، 2011). در فرآیند ارزیابی نابرابری ، نابرابری های ناشی از اقتصادی توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است (دالتون ، 1920 ؛ کریزسی ، 2015 ؛ لندمن و لاریززا ، 2009 ؛ میشل ، 1991 ؛ پات ، 1987 ؛ شلتر و ترید ، 2002). گرایش نابرابری درآمدی ، چالش تجارت بین رشد و عدالت را نشان می دهد (Baccaro & Pontusson ، 2016 ؛ Piketty ، 2014). افزایش اقتصاد مستلزم سازش عدالت است. با این حال ، رشد اقتصادی نیز تأثیر مثبتی بر عدالت دارد و نابرابری یک تعیین کننده مهم رشد در میان مدت است (استری و همکاران ، 2014). در نتیجه ، به راحتی می توان همبستگی و علیت بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی را آشکار کرد. آیا فرض سنتی اشتباه بوده است ، یا سیستم اجتماعی مشترک در نهایت برای اقتصاد بهتر خواهد بود؟آیا سعادت باید به طور گسترده ای به اشتراک گذاشته شود؟آیا عدالت یک عامل مهم در مرحله بالاتر رشد اقتصادی است؟و اگر چنین است ، مسیر رشد مبتنی بر عدالت اجتماعی چگونه خواهد بود؟
در این مطالعه عمدتاً سه سهم وجود دارد: (1) عدالت اجتماعی یک عامل تعیین کننده برای ارتقاء اقتصاد یا/و جامعه در حال حاضر است. در حالی که ، توسط تئوری های اصلی رشد اقتصادی دست کم گرفته شده است. بنابراین ، عملکردهای مغلوب عوامل غیر اقتصادی در رشد اقتصادی باید مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد. این یک تلاش جدید برای ارتقاء ارزش عمومی 2 (انصاف ، آزادی ، دموکراسی و حقوق بشر) در سیاست های عمومی است.(2) یک فریم برای ارزیابی انصاف درک شده ایجاد شده است. براساس اجماع بین المللی ، عدالت اجتماعی به طور کلی با شش شاخص تعیین شده ارزیابی می شود ، که به سه بعد تقسیم می شود. این قاب همچنین می تواند برای تعیین کمیت سایر مفاهیم بی نظیر استفاده شود.(3) تجزیه و تحلیل مقایسه ای کشورهای G20 انجام شده است. رابطه عملکردی بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی به عنوان منحنی U شکل مشخص می شود. مسیر رشد اقتصادی تغییر از "دو برابر" به "عدالت رهبری" به "دو برابر" را تجربه می کند. هنگامی که در سمت چپ نقطه تورم منحنی U شکل قرار گرفتند ، کشورها در یک مسیر مبتنی بر عدالت از طریق سیاست های عمومی تلاش می کنند تا رشد اقتصادی را تحت نظر داشته باشند. اگرچه در یک دوره کوتاه کاهش می یابد ، در نهایت در دراز مدت یک پیشرفت متعادل ، هماهنگ و پایدار حاصل می شود.
2. مفاهیم عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی
از آنجا که جان راولز پیشگام تحقیق در مورد پیمانکاری مدرن عدالت و انصاف اجتماعی بود ، فلسفه های اخلاقی به عنوان مسئله اصلی برابری مورد بحث قرار گرفته اند. نظریه های رایج شامل "برابری کالاهای اولیه" راولز (راولز ، 1971) ، "برابری منابع" رونالد دوکرین (Dworkin ، 2000 ، 2013) و "برابری قابلیت های اساسی" Amartya Sen (سن ، 1999). نکته قابل توجه ، مفهوم ذکر شده در این نظریه های عدالت با یکدیگر متفاوت بود. در گزارش سن ، پاسخ اصلی به "برابری آنچه" مشخص نشده بود (سن ، 1992). براساس فرض برابری ثروت ، نابرابری درآمد غیرقابل قبول بود (ناگل ، 1991). در حالی که ، به دلیل برابری آزادی ، پیگیری رفتار حقوقی و سیاسی عادلانه خواهد بود (بوکانان ، 1975 ؛ نوزیک ، 1973). عدالت اجتماعی چنین انصافی از ارزشهای مجاز ، از جمله درآمد ، بهزیستی ، فرصت ، آزادی ، آزادی ، حقوق و نیازها است. بنابراین ، عدالت اجتماعی بر "ارزش عمومی عمومی جامعه" با "جهت گیری ارزش" روشن متمرکز است. به همین ترتیب ، مشروعیت عدالت اجتماعی نیز تأکید می شود. نظریه مدرن عدالت اجتماعی در قالب "اصل حداکثر سازی" بیان شده است ، و ویژگی های مساوات گرایی و روش سودمند گرایی را ادغام می کند.
عوامل تعیین کننده مؤلفه های عدالت اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. هیوم پیشنهاد کرد که منافع عمومی بسیار مهم است (Spragens ، 1993). دیوید میلر (1976) سه معیار متمایز برای عدالت اجتماعی - حق ، نیازها و صحرا استدلال کرد. در سلسله مراتب نیازهای مازلو (مازلو ، 1943) ، نیازهای انسان مترقی و بی نهایت رو به بالا بود. برداشت از انصاف و عدالت همزمان با نیازهای مادی بهبود یافته افزایش می یابد. به منظور دستیابی به دسترسی برابر به دارایی های اجتماعی و تحرک طبقاتی ، مفهوم سهام اجتماعی همه جنبه های زندگی اجتماعی را تحت تأثیر قرار داد. به طور کلی ، در عدالت اجتماعی سه بعد وجود داشت: (1) عدالت در حقوق.(2) عدالت در اموال ؛(3) عدالت در قوانین. به طور خلاصه ، عدالت اجتماعی می تواند به عنوان عدالت حقوق ، دارایی و قوانین تعمیم یابد ، که در روند پویا از بقا تا توسعه منعکس می شود (جدول 1).
منتشر شده به صورت آنلاین:
جدول 1. سیستم رشد اقتصادی و شاخص های عدالت اجتماعی
عدالت در حقوق حقوق بشر (HR) باید در اولویت در نظر گرفتن عدالت اساسی قرار گیرد. منابع انسانی بر روابط بین افراد و دولت متمرکز است، از جمله حمایت اساسی از حقوق بشر و احترام به آزادی. آزادی شامل چندین موضوع است: ایجاد یا حمایت از حقوق مدنی و سیاسی (مانند امنیت زندگی، حقوق جمعی، کارگری، سیاسی و/یا حقوق اقلیت). دسترسی برابر به آموزش، اطلاعات و رسانه های مستقل؛تشویق به اشتراک گذاری قدرت سیاسی توسط اقتدار. برابری جنسیتی زمانی به عنوان تبعیض گسترده در نظر گرفته شده است (اکرم لودی، 2016؛ بریک، 2017). شکاف بین زن و مرد با شاخص شکاف جنسیتی (GGI) در چهار دسته اساسی بررسی شده است: (1) مشارکت اقتصادی و فرصت.(2) سطح تحصیلات؛(3) سلامتی و بقا. و (4) توانمندسازی سیاسی. عدالت اجتماعی در شاخص های منابع انسانی و GGI گنجانده شده است.
عدالت در اموال نابرابری توزیع بیشترین بخش عدالت بوده است. نابرابری اقتصادی را می توان با شاخص نابرابری اقتصادی (EI) ارزیابی کرد. وضعیت اقتصادی و محتویات مبتنی بر نابرابری، مانند قومیت، مذهب، و هویت های دیگر، بدون توجه به وضعیت اقتصادی، تنش های جامعه و لفاظی های ملی گرایانه را تشدید می کنند. مجموعه ای از شاخص ها برای ارزیابی نابرابری اقتصادی شامل شکاف برابری اقتصادی، اقتصاد تبعیض آمیز، برابری اقتصادی، شیوه های شغلی، سیستم های اجتماعی، قوانین حقوق برابر، فرصت های اقتصادی، آموزش رایگان، آموزش برابر، مسکن عادلانه، آموزش حرفه ای، آموزش حرفه ای هستند. و توسعه اجتماعی-اقتصادی. بیشتر شاخص ها از منظر فردی ارزیابی می شوند. شاخص آزادی اقتصادی (EFI) عمدتاً شامل چهار جنبه از محیط اقتصادی است. دولت معمولاً سیاست هایی را در این زمینه ها ایجاد و اجرا می کند: (1) قوانین حقوقی.(2) اندازه دولت؛(3) کارایی نظارتی. و (4) باز بودن بازار. این که آیا این مرجع فضای اقتصادی عادلانه ای را برای شهروندان فراهم می کند یا خیر، از دیدگاه دولتی ارزیابی می شود.
عدالت در قاعده قاعده عدالت کنوانسیون حقوق عمومی است که شادی و صلح شهروندان را دنبال می کند. بنابراین ، قاعده عدالت باید مطابق با محدودیت های دولت ها به خوبی هماهنگ شود. شاخص ادراک فساد (CPI) برای تعیین کمیت درک فساد درگیر است. CPI فساد یک بخش دولتی را ارزیابی می کند و توسط انواع موسسات معتبر به دست می آید. خوزه اوگاز ، رئیس شفافیت بین المللی گفت: "فساد در بخش دولتی فقط از دست دادن پول مالیات دهندگان نیست.". "شاخص دموکراسی (DI) به طور غیر مستقیم نشان دهنده میزان عدالت است. دی روند انتخابات ، کثرت گرایی ، آزادی های مدنی ، کارکردهای دولت ، مشارکت سیاسی و فرهنگ سیاسی را ارزیابی می کند.
اجماع گسترده دیگر مربوط به مفهوم و ارزیابی رشد اقتصادی است. اجماع این است که کالاها و خدمات تولید شده توسط اقتصاد با گذشت زمان به طور مداوم به روز می شوند. تولید ناخالص داخلی سرانه یک شاخص سنتی 3 است. از آنجا که رشد اقتصادی یک فرایند مداوم و پویا است ، نه تنها منعکس کننده سهام اقتصاد در گذشته است بلکه دلالت بر رقابت اقتصادی در آینده دارد. یک متغیر جدید ، شاخص رقابت جهانی (GCI) ، از 12 پارامتر مربوطه ، از جمله ستون ها ، زیرساخت ها ، محیط کلان اقتصادی ، بهداشت و آموزش ابتدایی ، آموزش عالی و آموزش ، بهره وری بازار کالا ، بهره وری بازار کار ، بازار مالی تشکیل شده است. توسعه ، آمادگی فناوری ، اندازه بازار ، بلوغ تجارت و نوآوری. GCI یک شاخص مکمل برای ارزیابی رشد واقعی قدرت اقتصادی یک کشور است.
3. داده های پانل اکتشافی در کشورهای G20
رابطه بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی با هشت شاخص انتخاب شده انتخاب شده (شش مورد برای عدالت اجتماعی) ارزیابی می شود. داده های پانل 43 کشور (با 24 کشور اتحادیه اروپا) از سال 2006 تا 2016 گنجانده شده است. این داده های پانل از آمار سازمانها و موسسات تأثیرگذار جمع آوری و سپس با روشهای آماری اصلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. کشورهای G20 به دلایل زیر برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند:
اول ، فقط کشورهایی که اندازه مشخصی دارند می توانند در امور بین الملل تأثیر بگذارند. از یک طرف ، کشورهای G20 دو سوم از جمعیت جهان را دارند و از مزیت جمعیتی برخوردار هستند. از طرف دیگر ، G20 از نظر رشد اقتصادی بالغ تر است: (1) چهار پنجم از تولید ناخالص داخلی آنها از میانگین جهانی در سال 2006 فراتر رفته و 85 ٪ از تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص می دهد. و (2) متوسط تولید ناخالص داخلی سرانه تقریباً سه برابر از میانگین جهانی از سال 2006 تا 2016 بود. بنابراین ، مدل کشورهای G20 می تواند یک تظاهرات خوب باشد.
دوم ، کشورهای G20 ترکیب متنوعی دارند و تا حدودی نماینده هستند. در بین کشورهای G20 ، 24 کشور در حال توسعه و 19 کشور توسعه یافته وجود دارد. 28 کشور اروپایی ، 8 کشور آسیایی ، 1 کشور آفریقایی ، 3 کشور آمریکای شمالی ، 2 کشور آمریکای جنوبی و 1 کشور اقیانوسیه وجود دارد. این کشورها شامل قدرتهای مستقر و کشورهای نوظهور هستند و در ردیابی تغییرات در رشد اقتصادی به موقع و دقیق تر هستند.
سوم ، با تغییر جهان ، فشار "شکست تجربه" باعث می شود دولت های G20 در مورد چگونگی توسعه اقتصاد خود گیج تر شوند. به عنوان مثال ، کشورهای غربی به طور کلی در غرق شدن در رکود اقتصادی گیر می کنند ، و سیستم های اجتماعی رفاهی بالا ناپایدار هستند. ایالات متحده امیدوار است تولید داخلی را از طریق حمایت گرایی و خارج از کشور تقویت کند. کشورهای نوظهور با موانع بسیاری برای تحول اجتماعی مانند ناپدید شدن سود سهام جمعیتی ، تیز کردن اجتماعی و غیره روبرو هستند. بنابراین ، در این مطالعه ، ما دوره از 2006 تا 2016 را انتخاب می کنیم تا یک الگوی رشد اقتصادی مبتنی بر عدالت اجتماعی ایجاد کنیم. هدف ما این است که بررسی کنیم که آیا این مدل می تواند مسیر رشد جدیدی را تحت سایه بحران اقتصادی دوره ای فراهم کند.
در مرحله اول ، معادلات برای تعیین کمیت دو مفهوم تنظیم شده اند. F (X) و G (y) به ترتیب عملکردهای ارزیابی عدالت اجتماعی و درجه رشد اقتصادی بودند. x و y از شاخص های متعدد تشکیل شده اند ، به صورت زیر بیان شده اند: (1) x = f x = ∑ i = 1 m a i x i ′ m = 1 ، 2 (1) (2) y = g y = ∑ j = 1 n b j yj ′ n = 1 ،… ، 6 (2)
در جایی که T نشان دهنده زمان بود ، یک I و B J به ترتیب وزن شاخص عدالت اجتماعی I و وزن شاخص رشد اقتصادی J را نشان داد. X I ′ و Y j به ترتیب ارزش استاندارد شاخص عدالت اجتماعی I و شاخص رشد اقتصادی J بودند.
ثانیا ، ضریب وزن I و B J با روش ارزیابی آنتروپی محاسبه شد. این یک تکلیف عینی متداول مبتنی بر ضریب تغییر بود. داده ها در سال 2006 استاندارد شد ، با مقدار تنظیم شده از 0 تا 1 درجه پراکندگی نشان داد که این شاخص تأثیر بیشتری در ارزیابی جامع و همچنین ضریب با وزن بیشتر می گذارد.(3) x = 0. 1703 x 1 + 0. 1731 x 2 + 0. 1643 x 3 + 0. 1606 x 4 + 0. 1575 x 5 + 0. 1742 x 6 (3) (4) y = 0. 4969 y 1 + 0. 5031 y 2 (4)
Thirdly, the relative figures of other countries in the following years were calculated, with the guideline of normalized data. Here, Equations (1) and (2) can be transformed into Equations (5) and (6): (5) X t = ∑ i = 1 m a i X i t o ′ , t = 2006 ∑ i = 1 m X i t ′ ∗ a i X i t o ′ , t > 2006 (5) (6) Y t = ∑ j = 1 n b j Y j t o ′ , t = 2006 ∑ j = 1 n Y j t ′ ∗ b j Y j t o ′ , t >2006 (6)
در آنجا که در سال 2006 نقطه زمان اولیه بود. ضمیمه 1 نمره سالانه عدالت اجتماعی و نمره رشد اقتصادی کشورهای G20 را به نمایش گذاشت ، که طبق سه مرحله فوق محاسبه شد.
نتایج حاکی از آن است که هم عدالت اجتماعی و هم رشد اقتصادی به مدت یک دهه رکود شده است (شکل 1 (A ، B)). تعداد بیشتری از کشورها که رشد اقتصادی بالایی دارند نشان می دهند که عدالت اجتماعی از ارزش بهبود رشد اقتصادی مهمتر است. با این حال ، هنگام مقایسه دامنه های دو خط روند ، ما شاهد ارتقاء بزرگی از رشد اقتصادی بودیم. علاوه بر این ، نمرات عدالت اجتماعی برای چندین کشور G20 بین 0. 4 و 0. 8 بود. با این حال ، نمرات بیش از نیمی از کشورها کمتر از 0. 3 بود. نمرات رشد اقتصادی در کشورهای یک چهارم بین 0. 7 و 0. 8 بود.
منتشر شده به صورت آنلاین:
شکل 1. مقایسه عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی
شکل 1. مقایسه عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی
(الف) عدالت اجتماعی ؛(ب) رشد اقتصادی
علاوه بر این ، طبق معیارهای بانک جهانی ، نمونه ها بر اساس مراحل توسعه آنها به دو دسته تقسیم شدند. در مجموع 24 کشور در حال توسعه وجود داشت. این اولین بعد مبتنی بر مفاهیم سنتی در مورد اقتصاد بود. سه خط کمکی (x = 0. 5 ، y = 0. 5 و y = x) در این مطالعه ترسیم شد. کشورها به سه گروه تقسیم شدند (شکل 2): (1) گروه دوتایی (DL) ، 12 کشور ، با نمرات کمتر از 0. 5.(2) گروه پیشرو (JL) ، 16 کشور ، با تعداد عدالت اجتماعی بالاتر از 0. 5 ، در حالی که نمرات رشد اقتصادی کمتر از 0. 5 ؛(3) گروه دو برابر (DH) ، 15 کشور ، با نمرات بالاتر از 0. 5. این دومین بعد مبتنی بر توجه جامع اقتصاد و عدالت بود.
منتشر شده به صورت آنلاین:
شکل 2. طرح عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی با G20 ، 2016
شکل 2. طرح عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی با G20 ، 2016
داده ها در سال 2016 به عنوان نمونه گرفته شده است. گرایش مشابهی از سال 2006 تا 2016 مشاهده شد (شکل 1 (A ، B)). بدیهی بود که بیشتر کشورهای در حال توسعه در گروه DL و گروه JL بودند. در حالی که اکثریت (چهار پنجم) کشورهای توسعه یافته در گروه DH دروغ می گویند. کشورهای استراحت متعلق به گروه JL بودند. علاوه بر این ، هیچ کشوری با رشد اجتماعی بالا و عدالت اجتماعی پایین وجود نداشت. نتایج حاکی از آن است که یک مسیر رشد پایدار ، که از DL شروع شده است ، سپس به JL توسعه یافت ، سرانجام در DH به پایان رسید. تجزیه و تحلیل رگرسیون برای تأیید این نتیجه گیری اولیه انجام شد (شکل 2).
4- تجزیه و تحلیل رگرسیون در مورد عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی
سری تاریخی متغیرها (معادلات (5) و (6)) برای ثابت همانطور که در روشهای فوق توضیح داده شد ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. داده های درگیر ابتدا برای حضور ریشه واحد مورد بررسی قرار گرفت و نتایج ارائه شد (جداول 2 و 3). آزمایشات X و Y نشان داد که این یک داده پانل غیر ثابت است. نتایج آزمون ریشه واحد اول اختلاف نشان داد که متغیرها از سفارش 1 یکپارچه شده اند.
منتشر شده به صورت آنلاین:
جدول 2. تست ریشه واحد x
منتشر شده به صورت آنلاین:
جدول 3. تست ریشه واحد y
علاوه بر این ، ادغام در بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمایش ادغام باقیمانده Pedroni از x و y نشان داده شد (جدول 4). نتایج نشان داد که فرضیه تهی "بدون رابطه همبستگی" توسط تست های باقیمانده به جز پانل V-STAT ، پانل Rho-Stat و گروه Rho-Stat رد شد. به طور کلی ، ادغام متغیرها برای تجزیه و تحلیل رگرسیون مناسب بود.
منتشر شده به صورت آنلاین:
جدول 4. تست ادغام پانل x و y a a
اگر رشد اقتصادی به عدالت اجتماعی بستگی داشت ، قرار بود متغیر وابسته باشد و X یک متغیر مستقل بود ، معادله این بود: (7) y = c 1 + c 2 ∗ x + c 3 ∗ x 2 (7)
نتایج رگرسیون بر اساس روش حداقل مربعات معمولی (OLS) به دست آمد (جدول 5). رابطه بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی را می توان با معادله (7) تفسیر کرد. استنتاج های فوق و همچنین فرضیات قابل قبول است.(8) y = 0. 193032 - 0. 780237 x + 1. 576112 x 2 (8)
منتشر شده به صورت آنلاین:
جدول 5. تجزیه و تحلیل رگرسیون
براساس داده های پانل از سال 2006 تا 2016 ، یک منحنی رشد پیشرو عدالت (JLGC) در معادله مشاهده می شود (8). JLGC منحنی رشد اقتصادی جدیدی بود که ناشی از عدالت اجتماعی بود. مقدار y حداقل زمانی بود که x تقریباً 0. 2475 بود.
5. بحث
برای بهبود بیشتر اعتبار شواهد ، از روشهای آماری متعدد برای به دست آوردن گرایش عمومی استفاده شد. چندین کشور خاص برای انحراف از خطوط JLGC و کمکی پیدا شد. بنابراین ، لازم است تجزیه و تحلیل کنیم که چرا این کشورها متفاوت رفتار می کنند (شکل 2).
5. 0. 1. چین و ایالات متحده 4: رشد اقتصادی در مقابل بی توجهی به عدالت
چین و ایالات متحده دو اقتصاد بزرگ در سطح جهان هستند. با این حال ، دو مسیر توسعه متفاوت در دهه های گذشته طی شده است. بنابراین ، کشف شیوه توسعه این دو کشور قابل توجه است. شکاف عدالت اجتماعی چین و ایالات متحده در سال 2016 به ترتیب نشان داده شد (شکل 3). شکاف در چین تقریباً دو برابر در ایالات متحده بود. در چین ، نسبت رشد اقتصادی به عدالت اجتماعی بالاتر از ایالات متحده بود که نشانگر درجه بسیار پایین تری از عدالت اجتماعی در چین بود.
منتشر شده به صورت آنلاین:
شکل 3. شکاف عدالت اجتماعی چین و ایالات متحده در سال 2016
شکل 3. شکاف عدالت اجتماعی چین و ایالات متحده در سال 2016
برنامه ریزی اقتصادی در اوایل دهه 50 در چین اجرا شد و منجر به رشد چشمگیر اقتصادی شد ، در حالی که نابرابری درآمد نیز در حال افزایش بود (Chu & Wen ، 2017). این نابرابری ها ناشی از در دسترس بودن خدمات درمانی ، بازار کار ، آموزش عمومی و سیاست توزیع مجدد است. نابرابری ها سرانجام در وضعیت جمعیتی ، اجتماعی و اقتصادی و سلامت منعکس می شوند (لو و همکاران ، 2017). مالکیت سرمایه چین متناسب نیست به این دلیل که رشد اقتصادی فعلی عمدتاً به سرمایه های مختلف به عنوان سرمایه مالی و املاک و مستغلات متکی است (ژانگ و همکاران ، 2017 ؛ ژو و سونگ ، 2016). در فرهنگ سیاسی اصلی چین ، مساوات مطلق مورد علاقه است و درجه خاصی از نابرابری درآمدی تحمل می شود ، که تحت تأثیر تاریخ قرار گرفته است (وو ، 2009). تأثیرات منفی نابرابری اجتماعی توجه کمتری را به خود جلب می کند ، زیرا نابرابری اقتصادی با رشد سریع اقتصادی همراه است."تحمل" به نابرابری "بیش از حد مصرف می شود" و بحران در راه است.
در مقایسه با سایر کشورهای توسعه یافته ، نابرابری در ایالات متحده کشیده شده است. روند توسعه عدالت اجتماعی تکامل یافته است ، که بر ادغام جنسیت ها ، نژادها ، کلاس ها ، تمایلات جنسی و محیط زیست متمرکز شده است (Bearfield ، 2009 ؛ Oldfield et al. ، 2006). رویه های دموکراسی و عدالت به خوبی در ایالات متحده پایه گذاری شده است. با توجه به سهم زیاد رسانه های جمعی ، نابرابری استرس پایین تر از حد انتظار است. نابرابری نژادی چند بعدی یک مشکل غیرقابل پیش بینی است که در تاریخ به جا مانده است (Rohde & Geast ، 2013). یکی از خطرهای احتمالی بی عدالتی ، تحقق توسعه اجتماعی بود ، به عنوان مثال ، حادثه تیراندازی طی سالهای گذشته بزرگتر شد. نابرابری مغذی مربوط به درآمد منجر به اعتراض بیشتر ، نارضایتی عمومی و کاهش انسجام اجتماعی می شود (رافائل ، 2000). با این حال ، عدم اطمینان از برابری بیشتر افزایش می یابد زیرا از آزادی اقتصادی توسط "خارج شدن" ترامپ در ایالات متحده جلوگیری می شود.
همه کشورها با مشکلات جدی نابرابری روبرو هستند. هنگامی که دولت اصلاح می شود ، اختلافات تأثیر منفی برگشت ناپذیر بر توسعه اجتماعی خواهد داشت. چین در حفظ تعادل برابری اجتماعی به دلیل فقر طولانی مدت ، از شکست بزرگی رنج می برد. در صورت عدم توسعه اقتصادی و اجتماعی بالغ ، ایالات متحده با موفقیت به یک مورد معمولی از اطلاعات و نوآوری در یک وضعیت "عجله" تبدیل شده است.
5. 1استونی و آلمان: یک مسیر بهینه را باز کنید
اگرچه با اختلال آمیخته است ، اما اکثر کشورهای G20 عملکرد خوبی را نشان می دهند. استونی الگوی برجسته ای برای کشورهای در حال توسعه (بدون وارونگی های آشکار یا متعدد) است ، در حالی که آلمان در کشورهای توسعه یافته (پیشرفت در رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی) عملکرد خوبی داشته است.
استونی یک کشور در حال توسعه عادلانه و مرفه است و پیشرفت های چشمگیر استونی را به الگویی برای کشورهای در حال گذار تبدیل کرده است. به دلیل بحران مالی جهانی در سال 2008 ، استونی از رگرسیون همزمان رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی رنج می برد. از آن زمان ، استونی وارد دوره رشد پایدار شد. استونی برای تشویق و جذب سرمایه گذاری خارجی و داخلی ، سیاست اقتصادی معقول را برای حمایت از محیط سرمایه گذاری عادلانه ، لیبرال و عالی اتخاذ کرد. بنابراین ، نمره استونی در EFI نسبتاً زیاد است. علاوه بر این ، استونی در حمایت از حقوق بشر کار خوبی انجام داده است زیرا تأکید بیشتری بر حقوق و آزادی های اساسی دارد. به عنوان مثال ، نابرابری نژادی مانع مهمی در دسترسی به مراقبت های بهداشتی نیست (بابورین و همکاران ، 2011). به احتمال زیاد ، استونی یکی از سخاوتمندترین سیستم سود والدین در OECD را فراهم می کند.
آلمان در تلاش است تا پیشرفت پایدار را حفظ کند ، اگرچه از هر نظر درجه یک نیست. آلمان به جز حقوق بشر در دموکراسی و برابری جنسیتی پیش می رفت. تقریباً شهروندان آلمان می توان به مراقبت های بهداشتی با کیفیت بالا ، فراگیر و قابل توجه دسترسی پیدا کرد. در طول بحران اقتصادی جهانی ، آلمان به دلیل پایین بودن بیکاری در بین جوانان ، عمدتاً رشد کرد. در آلمان ، یک جعبه ابزار جامع برای برنامه های فعال بازار کار وجود دارد ، از جمله پشتیبانی مالی از برنامه های آموزش حرفه ای ، پشتیبانی از افراد خود اشتغالی ، تهیه برنامه های کار کار و اشتغال یارانه ای از افراد بیکار طولانی مدت (Schraad-Tischler و همکاران.، 2017). رونق اشتغال باعث ایجاد اشتغال برابر و تحرک اجتماعی و همچنین جبران بدهی دولت و تسهیل ثبات مالی کوتاه مدت می شود.
یکی از ویژگی های مشترک کشورهای پایدار ، ساختار متعادل تر از عدالت اجتماعی است. شکل 4. انواع/سطح نابرابری ها حتی در سایر کشورها حتی با نمره بالای عدالت اجتماعی وجود خواهد داشت. مقامات به طور کلی در تلاشند تا به برابری مبتنی بر اقتصادی دست یابند تا تأثیر فعالیتهای تولید و توزیع مجدد منابع را کاهش دهند. یک شعار مشهور قانون ، "عدالت نه تنها باید تحقق یابد ، بلکه باید دیده شود که انجام شود."بازخورد برابری اقتصادی آسان است که باید اندازه گیری شود. پس از رسیدگی به نابرابری اقتصادی ، سطوح مربوط به نابرابری عدالت کاهش می یابد. به طور خلاصه ، برای هر جامعه سالم ، بهتر است در روند استقرار و اجرای سیاست های عمومی 5 در اولویت قرار دادن انصاف و عدالت قرار بگیرید.
منتشر شده به صورت آنلاین:
شکل 4. نقشه رادار اجزای عدالت اجتماعی کشورهای خاص در سال 2016
شکل 4. نقشه رادار اجزای عدالت اجتماعی کشورهای خاص در سال 2016
6. نتیجه گیری
یک دیدگاه متفاوت برای بررسی رابطه بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی اتخاذ شده است. عوامل اجتماعی و سیاسی نقش تعیین کننده ای در تعیین نرخ رشد ، کیفیت اقتصادی و همچنین بسیج منابع و ثروت دارند (رائو ، 2011). تفسیر رشد اقتصادی به عنوان یک معادله درجه دوم عدالت اجتماعی ضروری است.
مقایسه های متقابل کشور و تاریخی انجام می شود. توسعه اقتصادی و اجتماعی در اکثر کشورهای G20 در اولین بخش از توسعه کلی جهان قرار دارد. در حال حاضر ، بیشتر آنها در سمت راست JLGC قرار دارند. مدل توسعه مربوط به افزایش عدالت اجتماعی ، حداقل برابری اقتصادی تغییر یافته است. نتایج نشان می دهد که کشورهای توسعه یافته تا حدودی توسعه مشترک انصاف و رشد را حفظ کرده اند. با این حال ، هنگامی که کشورهای در حال توسعه با شکاف عدالت اجتماعی محدود می شوند ، آنها در روند توسعه خود دفع می کنند.
از منظر مناطقی با ارزش عمومی که عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی به آن تعلق دارند ، عدالت اجتماعی متعلق به ارزش اجتماعی و رشد اقتصادی متعلق به ارزش اقتصادی است. هر دوی آنها در سیستم جامع توسعه اجتماعی ادغام شده اند. با توجه به مشترکات ، همزیستی ، درگیری و سلسله مراتب در بین ارزشهای عمومی ، ممکن است بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی چندین رابطه وجود داشته باشد (Beck Jørgensen & Bozeman ، 2007 ؛ Bruijn & Dicke ، 2006 ؛ Galston ، 2002 ؛ Molina & Spicer ، 2004؛ Nabatchi ، 2012 ؛ Rhodes & Waa ، 2008). خواه مکمل ، متضاد ، تقویت کننده متقابل ، علّی یا بی ربط به سیاست عمومی یک کشور بستگی دارد. ارزش اجتماعی در واقع بازتاب مطالبات اساسی شهروندان و توازن روابط قدرت بین افراد و جمعی است. مردم بیشتر نگران احساس دستیابی واقعی هستند نه داده های اقتصادی سرد با هزینه اساسی ترین بهداشت و ایمنی. رشد اقتصادی ، از نظر عملی تر ، بیشتر نگران منافع جمعی است. در حقیقت ، توسعه جامعه یک فرایند چرخه ای برای جذب ابتدا و سپس بازآفرینی است ، که در آن جامعه یک کارخانه پردازش داخلی از قدرت و منابع ملی را تشکیل می دهد و استخراج منابع باید ظرفیت استقامت مردم را در نظر بگیرد. عدالت اجتماعی مانند فرمان و ترمز اتومبیل توسعه اقتصادی است. هنگامی که دولت برای نادیده گرفتن ارزشهای دیگر به رشد اقتصادی اهمیت زیادی می بخشد ، عدالت اجتماعی روی ترمز قدم می گذارد و جهت خود را تنظیم می کند. در غیر این صورت ، اگر بار عملیات اجتماعی بسیار سنگین باشد ، جامعه ممکن است تجزیه شود و دولت به طور خودکار فروپاشید.
ایده هایی برای اقتصاد جهانی عاقلانه ناشی از عدالت اجتماعی است. از همه جنبه های زندگی اجتماعی ، نژادهای نابرابری و گسترش یافته از درون جامعه. برای مقابله با نابرابری ، محیط انعطاف پذیر ، شفاف ، باز و منصفانه قابل پخش است. بنابراین ، برای کشورهایی که سطوح مختلف عدالت اجتماعی دارند ، دو مسیر وجود دارد که می توان به آنها اشاره کرد:
(1) حمایت از سیاست های عمومی به رهبری دولت. برای کاهش نابرابری های اجتماعی ، دولت های محلی می توانند به کلیه منابع در طراحی رویکرد و ارزیابی عملکرد دسترسی پیدا کنند (گودن ، 2017). بنابراین ، دولت توانایی و تعهد دارد که برای بهبود عدالت و عدالت اجتماعی تلاش کند ، و سیاست های عمومی باید در خدمت ساختار متعادل تر از عدالت اجتماعی باشد. با قضاوت از عناصر تشکیل دهنده عدالت اجتماعی ، عدالت در حقوق ، دارایی و قوانین وجود دارد. این سه عنصر هم مستقل و هم به هم پیوسته اند. از منظر روابط دیالکتیکی بین این سه ، حقوق نتیجه عدالت اجتماعی است ، قوانین ترتیبات نهادی هستند که حقوق را تضمین می کنند و حقوق مالکیت شهودی ترین سود برای شهروندان است. ایجاد و محافظت از یک محیط عادلانه نقش مهمی در سیاست های عمومی و برنامه ریزی اقتصادی دارد. از آنجا که شناسایی ، اندازه گیری و برنامه ریزی ساده ترین است ، سیاست های عمومی به طور کلی با کاهش نابرابری اقتصادی آغاز می شود ، و سپس به یک "استخر سیاست عدالت اجتماعی" گسترده مانند توزیع مجدد درآمد ، مراقبت های بهداشتی ، تأمین اجتماعی ، آموزش بالاتر و اشتغال و اشتغال تبدیل می شود."برابری برای همه". سیاست های عمومی با سلامت ، ایمنی و توسعه انسان آغاز می شود ، که از نزدیک با الگوی در حال تغییر نیازهای انسانی ، یعنی اول غذا و پوشاک (درآمد) ، سپس توسعه و امنیت (فرصت) مرتبط است و سرانجام در آن مستقر شدکل محیط نهادی (سیستم).
(2) مکانیسم نظارتی که توسط سازمان های اجتماعی تکمیل شده است. برای اقتصاد مبتنی بر عدالت ، راه حل مبتنی بر پیوند "اجرای دولت" بیهوده بود. مداخله بیش از حد دولت ممکن است به منابع اصلی ارزش اجتماعی آسیب برساند (Klasen ، 2014). در این زمان ، مکانیسم انعطاف پذیر برای حمایت از اجرای سیاست های عمومی مورد نیاز است و این قدرت از طرف سازمان های اجتماعی یا توده ها حاصل می شود. اندیشکدها ، سازمان های غیر دولتی (سازمان های مردم نهاد) و جامعه مدنی باید تلاش کنند تا در کل فرایند توسعه سیاست های عمومی ، اجرای ، نظارت و ارزیابی شرکت کنند. توانمندسازی افراد یا سازمانهای مختلف در یک کشور اساساً نظارت بر سیستم سیاسی کشور ، تعادل در کشور و سلاحی برای تحریک نشاط اجتماعی و جلوگیری از ادغام طبقاتی است. هر شهروند می تواند به یک "سوت زن" برای کشور یا سیاست تبدیل شود. تغییر نگرش یا رفتار افراد از بی تفاوتی به نگرانی و شناسایی به مشارکت و نظارت نشان دهنده میزان نیروی گریز از مرکز یک کشور است.
در تحلیل نهایی ، رابطه بین عدالت اجتماعی و توسعه اقتصادی ، ارتقاء بهتر توسعه کشور برای سازگاری با تغییرات بی سابقه در قرن جاری است. سطح اقتصادی ، توانایی حاکمیت ، ثبات اجتماعی ، آموزش فرهنگی و محیط زیست محیطی یک کشور دیگر با مرزهای ملی گره خورده است. توسعه فناوری اطلاعات علمی و ارتباطات اینترنت بین المللی اشیاء ، شبکه عظیمی از روابط را به خود اختصاص داده است. تحت شرایط پیچیده بین المللی ، عدالت اجتماعی نه تنها مربوط به توسعه اقتصادی بلکه مربوط به ارزشهای سیاسی ، فرهنگی و زیست محیطی است. در عین حال ، عدالت اجتماعی در یک کشور نیز بر محیط عدالت در مناطق دیگر یا کشورها تأثیر می گذارد.
لازم است تأثیر عدالت اجتماعی بر توسعه اقتصادی از همبستگی ارزش پیچیده تحلیل شود. در تحقیقات آینده ، ما سعی خواهیم کرد تا بیشتر عوامل تأثیر عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی را تجزیه کنیم و با غربالگری شاخص های کلیدی ، تغییر عوامل تأثیر را کنترل کنیم. به طور خاص ، برخی از شاخص ها با ارزش جامع در دسته شاخص های عدالت اجتماعی وجود دارد ، مانند عدالت نهادی از نزدیک با ارزش سیاسی مرتبط است و عدالت حقوق و ارزش اجتماعی به طور غیرقابل پیوندی مرتبط هستند. رابطه تضاد ، ارتقاء متقابل ، همزیستی یا تحول بین این ارزشهای جامع بر قضاوت تأثیر عدالت اجتماعی بر رشد اقتصادی تأثیر خواهد گذاشت.
در عین حال ، برای تعیین بیشتر رابطه بین عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی ، همچنین لازم است که آیا تغییرات بین این دو هماهنگ شده است ، یعنی تجزیه و تحلیل نقطه تورم عدالت اجتماعی و رشد اقتصادیاتفاق افتادنیاز به مطالعات موردی دقیق تر در مورد کشورهای معمولی دارد. فقط وقتی ارزش رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی به یک رابطه همزیستی برسد ، می تواند ثابت کند که رشد کشور پایدار است و این الگویی است که شایسته یادگیری و تقلید از کشورهای دیگر است ، که مطابق با قانون توسعه است.
رازهاي معامله گران موفق...
ما را در سایت رازهاي معامله گران موفق دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سید مهدی موسوی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
6 فروردين
1402 ساعت: 20:14