مبانی تجزیه و تحلیل موج الیوت قسمت دوم
آنچه پیش بینی را ممکن می سازداصل موج درهیچبازار آزاد و آزاد ، چه سهام ، اوراق بهادار ، معاملات آتی یا فارکس. از آنجا که این نشان دهنده روند ذهنیت انسان و احساسات گسترده است ، همان الگوهای روانشناختی بدون در نظر گرفتن بازار خاص ، خود را تکرار می کنند. با اصل موج ، الیوت مدلی را تهیه کرد که مبتنی بر فرم بازار بود و این مبنای فرمولوژیکی بازار است که پیش بینی را ممکن می کند. با دانستن اینکه چگونه این اشکال با هم جمع می شوند ، ما قادر به پیش بینی جهت بازار در احتمال زیاد هستیم. مفهوم فرم بازار بیشتر توسط Benoit B. Mandelbrot ، پدر هندسه فراکتال و امواج الیوت توسط رابرت پرچتر در کار مداوم خود با EWP به عنوان "فراکتال های قوی" تعریف شده است. کار گان همچنین شخصیت فراکتال بازار را تأیید می کند.
مرحله بعدی در توسعه اصل موج کشف ابزارهای مورد نیاز برای اندازه گیری این اشکال و جهت احتمالی آنها بود.
دنباله فیبوناچی - راز حرکت بازارالیوت در کتاب دوم خود طبیعت ، کار خود را برای ترکیب تحلیل فیبوناچی تصحیح کرد. از زمان آغاز تحقیقات خود ، الیوت معتقد بود که الگوی موج که او کشف کرد محصول شانس تصادفی نیست ، بلکه از آنچه او "قانون طبیعی" می دانست که در جنبه های مختلف زندگی آشکار می شد. در واقع ، ما نام خدمات بازار خود را از یکی از مشاهدات وی می گیریم:
". بازار قانون خود را دارد ، دقیقاً همانطور که در مورد چیزهای دیگر در سراسر جهان صادق است. ریتم ، یا حرکت منظم ، اندازه گیری و هماهنگ ، باید تشخیص داده شود. این قانون در پشت بازار فقط می تواند کشف شود که بازار در آن مشاهده شودنور مناسب ، و سپس از این رویکرد مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. "
الیوت با استفاده از دنباله فیبوناچی تلاش کرد تا طرح آن قانون طبیعی را شناسایی کند.
فیبوناچی کی بود؟لئوناردو فیبوناچی یک ریاضیدان درخشان قرن سیزدهم از شهر پیزا ایتالیا بود. در حالی که آن شهر به دلیل برج خمش بهتر شناخته شده است ، فیبوناچی برای تکامل مدرن ما بسیار مهمتر است. این به لطف او است که ما از سیستم عددی به نام "عربی" استفاده می کنیم که جایگزین سیستم عددی دست و پا گیر و ناکارآمد رومی شد و اصلاحات مورد نیاز مانند اعشار ، ارزشهای مطلق و مفاهیم دیگری را که زیربنای ریاضیات مدرن ماست ، اضافه کرد. اگر این تنها سهم فیبوناچی بود ، هنوز هم برای تأثیر آن بر تمدن غربی کافی بود. اما این تنها بخشی از سهم وی بود.
بخش اعظم کارهای فیبوناچی فنی است ، بنابراین ما فقط عناصر اصلی را خلاصه خواهیم کرد ، به ویژه مواردی که الیوت در اصل موج گنجانیده است.
نسبت طلایی: نسبت طلایی (که به آن بخش طلایی میانگین یا طلایی نیز گفته می شود) بر اساس نسبت 1. 618 به 1 و معکوس آن . 618 به 1 است. الیوت از طریق تحقیقات خود دریافت که این نسبت در طراحی ساختارهای طبیعی (همه چیز از پوسته های حلزون به کهکشان ها) و همچنین در خلاقیت های انسانی آشکار شده است. نسبت ها برای چشم و گوش خوشایند است. یکی دیگر از معروف لئوناردو ، لئوناردو داوینچی ، اهمیت این نسبت را در هنر و علوم درک کرد و از آن به طور گسترده در نقاشی ها و نقاشی های علمی خود استفاده کرد. مصریان باستان از آن در هنر و معماری خود از جمله ساختمان اهرام استفاده می کردند. معاصران آنها در آنچه آمریکای لاتین شد نیز این نسبت را می دانستند و از آن در ساخت اهرام باستانی موجود در مکزیک و پرو استفاده می کردند. پس از هزاران سال ، اینها برخی از چشمگیرترین شاهکارهای مهندسی در تمدن بشری باقی مانده است. از آنجا که نسبت طلایی مبنای ریاضی دارد ، الیوت احساس کرد که اصل موج بر اساس همان پایه ساخته شده است ، و این که بورس با سوابق آماری خود مکانی طبیعی برای جستجوی آن در عمل بود.
دنباله فیبوناچی: علاوه بر نسبت طلایی ، توالی فیبوناچی (یا مجموعه جمع بندی ، همانطور که الیوت آن را نامید) به بخشی جدایی ناپذیر از اصل موج تبدیل شد و در هر دو تحلیل نسبت موج و در تجزیه و تحلیل روابط بین امواج با احترام استفاده می شود. به قیمت و زماندنباله از مشاهدات زیر فیبوناچی ساخته شده است: مجموع هر دو عدد مجاور تعداد بالاتر بعدی را در دنباله تشکیل می دهد. به عنوان مثال،0+1 = 1 ، 1+1 = 2 ، 1+2 = 3 ، 2+3 = 5 ، 3+5 = 8 ، 5+8 = 13 ، 8+13 = 21 ، 13+21 = 34 ، 21+34 = 55 ، 34+55 = 89 ، 55+89 = 144 - و به بی نهایت. در این دنباله ، وی همچنین رابطه زیر را بین اعداد دنباله مشاهده کرد: نسبت هر عدد به عدد بالاتر بعدی تقریباً 618 تا 1 و به شماره پایین تر بعدی 1. 618 تا 1 است. بین اعداد متناوب در دنباله ،نسبت تقریباً 382/0 است که معکوس آن 2. 618 است. اینها ممکن است نسبت فیبوناچی "اولیه" در نظر گرفته شوند. نسبت های ثانویه و حتی سوم وجود دارد که در تجارت مفید هستند ، که من در زیر در عمق بیشتر بحث می کنم. هرچند قبل از ادامه کار ، باید چند کلمه در مورد آن بگویماحساسات، که در واقع ، همان چیزی است که الگوهای موج را تولید می کند ، و موتور پشت چیزی است که ما می توانیم "اثر فیبوناچی" بنامیم.
احساساتالیوت ادعا كرد كه در بازار نظمی وجود دارد و اینكه چرخه های طبیعی را در طبیعت انسان منعكس می كند. برخی از دانشگاهیان و برخی دیگر اعتراض می کنند که "نظم" به بازار وجود دارد ، و چیزی که بسیار کمتر به نظر می رسد باطنی به عنوان "چرخه های طبیعی انسانی" است. با این حال ، یک کاربرد باتجربه از موج الیوت مستقیماً دیدگاه آنها را به چالش می کشد.
مردم ، مانند تغییرات فصول ، چرخه های خود را طی می کنند. ما این را می دانیم که بر اساس تحقیقات بیو ریتم انجام شده بیش از سی سال پیش انجام شده است ، که نشان می دهد انسانها در واقع از قله ها و فرورفتگی های عاطفی ، قله های جنسی و فرورفتگی ها ، قله های جسمی و فرورفتگی ها و قله های فکری و فرورفتگی که به صورت چرخه ای عود می کنند ، می گذرد. ارگانیسم انسانی خود را تجدید می کند. این ظاهراً به صورت جداگانه اتفاق می افتد و گسترده است. هنگامی که در بازار اعمال می شود ، اثرات "اخبار" بیشتر از آنچه که غالب است ، تعیین می شود ، نسبت به خود رویداد خاص. در واقع ، سوابق نشان می دهد که روند در حال پیشرفت با وجود معکوس های دوره ای ، به اتمام آنها ادامه می یابد وبدون در نظر گرفتناز وقایع خبری (چه خوب و چه بد) که در بین آنها اتفاق می افتد. این ممکن است در روز به روز کمتر آشکار باشد ، اما وقتی در متن تاریخی مشاهده می شود بسیار آشکار است. ما اغلب مواردی را مشاهده کرده ایم که سهام با وجود گزارش درآمدهای خوب و همچنین مورد برعکس ، در آنجا سهام فروخته شده است ، جایی که سهام وقتی اصول را توجیه نمی کند ، ارزش های مسخره ای را تجربه می کنند. این اقدامات متناقض ، ماهیت عاطفی بازار را نشان می دهد ، و بنابراین ، درک احساسات برای تجارت چقدر مهم است. تجزیه و تحلیل موج ، همراه با تجزیه و تحلیل فیبوناچی ، یک نقشه راه ریاضی برای علامت گذاری این نوسانات احساسات فراهم می کند.
تجارت بازار با الیوت و فیبوناچیدر زیر نمونه هایی از نحوه اعمال این مفاهیم در تجارت عملی ، از جمله برخی از نمونه های تجارت شخصی من آورده شده است.
نسبت های اصلاح: امواج تمایل دارند که دقیقاً یا در رابطه با نسبت فیبوناچی قرار بگیرند. همانطور که قبلاً بحث کردیم ، نسبت های اصلاح "اولیه" شامل ، 382 ، . 50 ، . 618 ، 1. 0 ، 1. 618 و 2. 618 است. اینها معمولاً از نظر درصد بیان می شوند.
نسبت های اصلاح ثانویه و سوم: برخی از این موارد شامل.
مقدار این نسبت ها این است که با برچسب زدن موج صحیح ، امکان پیش بینی اهداف قیمت می تواند به طرز حیرت انگیزی دقیق باشد.
روابط موج ضربه: ما قبلاً خاطرنشان كردیم كه در امواج ضربه ای ، امواج غیر گسترش یافته (معمولاً 1 و 5) به طول و زمان شکل گیری به سمت هم ارزی گرایش دارند. از آنجا که موج 3 به طور کلی طولانی ترین موج است ، اغلب (هرچند نه همیشه) 2. 618 طول امواج 1 و 5 خواهد بود. جایی که امواج از طول یکسان نیستند ، یک رابطه فیبوناچی معمولاً بین آنها وجود دارد. به طور مشابه ، یک رابطه فیبوناچی به طور کلی بین امواج 2 و 4 در مواردی وجود دارد که یکی از امواج از طول دیگری فراتر می رود. سرانجام ، موج 4 اغلب کل توالی ضربه را با نسبت طلایی تقسیم می کند.
روابط موج اصلاحی: در اصلاحات 3 موج ، ما به ویژه به دنبال روابط فیبوناچی هستیم که بین امواج A و B وجود دارد ، و امواج A و C در روابط A/B ، B اغلب کوتاه تر خواهد بود ، به خصوص در یک زیگزاگ ، با عقب نشینی فیبوناچیاز . 382 ، . 50 و . 618 رایج ترین. در یک تخت ، B می تواند معادل یا حتی کمی طولانی تر از A. باشد. در روابط A/C ، C به طور کلی برابر یا بیشتر از A طول است و در مواردی که طولانی تر (یا کوتاه تر) به طور کلی مربوط به آن باشدA با نسبت فیبوناچی ، معمولاً . 618. در یک تصحیح نامنظم (یا گسترش یافته) ، موج C می تواند از 1. 618 یا 2. 618 تجاوز کند. در مثلث ها (و به عنوان نمونه دیگری از دستورالعمل متناوب) حداقل یک موج مربوط به جایگزین آن توسط 618 ، یا گاهی اوقات . 786 (یعنی موج A با C ، B با D یا C با E) است.
ملاحظات زمانیتجزیه و تحلیل موج الیوت معمولاً اهداف قیمت را دقیقاً یا در نقاط یک هدف پیش بینی می کند. جایی که می تواند چالش برانگیزتر باشد با برآورد زمان. الیوتوتیک ها به طور کلی بر این باورند که زمان شکل ثانویه به شکل موج است. اما سرنخ هایی در الگوی موج و توالی فیبوناچی وجود دارد که به محدود کردن چارچوب زمانی برای تغییر روند قابل توجهی با دقت معقول کمک می کند.
یک راه خود امواج واقعی است. اگر در حال پیگیری هستید ، مثلاً نتیجه گیری از موج 5 ، با دانستن اینکه باید معادل موج 1 باشد یا به طول با نسبت فیبوناچی مرتبط باشد ، می توانید همان پیش بینی را به زمان و همچنین قیمت اعمال کنید. به عنوان مثال ، بیایید بگوییم موج 1 10 روز طول کشید تا شکل بگیرد. شما ممکن است موج 5 را 10 روز طول بکشد تا شکل بگیرد. اگر موج 5 در شکل گیری خود از موج 1 فراتر رود ، به دنبال تاپ های بالقوه در تقریباً 13 ، 16 تا 18 روز باشید. اگر از طرف دیگر موج 5 به نظر می رسد که در حال کاهش حجم بخار است و ممکن است کوتاه تر از موج 1 باشد ، از 5-8 روز از شروع شکل گیری آن به دنبال یک معکوس احتمالی باشید. من روزها در این مثال استفاده می کنم ، اما همین ماهها یا سالها نیز می تواند صادق باشد.
گاهی اوقات ، اعداد موجود در دنباله فیبوناچی که همزمان با تاریخ برای معکوس های کلیدی قبلی در بازار است ، می تواند در پیش بینی آینده کمک کند. من از این روش برای کمک به ردیابی چرخش در مراحل اولیه یک بازار گاو نر در نفت و گاز طبیعی در مارس 2000 استفاده کردم (درست به عنوان فناوری ها شروع به کار می کردند). من در مورد این موضوع ، همراه با استفاده از اصل موج ، در چند نمونه از تجارت شخصی من بحث می کنم.
اول ، من به دنبال روابط فیبوناچی گذشته بین تاریخ های قبلی مهم (در هر نقطه از 34 ، 55 ، 89 ، 144 یا 233 روز) بودم و به دنبال هر الگوی تکراری بر اساس این اعداد بودم. من همچنین به دنبال این بودم که دو یا چند مورد از این تاریخ ها در یک بازه زمانی مشابه همگرا شوند. این روش به من در شفاف سازی تعداد موج من کمک کرد و به من گفت که چه موقع طولانی بروم و چه زمانی شاخص های XNG و XOI را کوتاه کنم ، که من طی چند ماه آینده با موفقیت انجام دادم. این روش به هیچ وجه اثبات کامل نیست ، اگرچه به نظر می رسد هرچه تعداد تاریخ های قابل اعتماد بیشتر باشد ، شانس آن برای تغییرات بالقوه زمان بندی بهتر است.
من همچنین این روش را در قراردادهای گزینه معاملاتی در OEX (فهرست S& P 100) گنجانیدم. من در تجزیه و تحلیل خود به همگرایی تاریخ های فیبوناچی در OEX در حدود 25 نوامبر 2000 درست در وسط یک تظاهرات دو روزه به دنبال تعطیلات شکرگذاری اشاره کردم. Foreknowledge به من اجازه داد تا با قراردادهای گزینه ای ، شاخص را کوتاه کنم ، زیرا انتظار داشتم که در اوایل ماه دسامبر کاهش بازار رخ دهد. OEX در 27 نوامبر به اوج خود رسید (اولین روز تجارت موجود پس از تعطیلات) و تا 30 نوامبر کاهش یافت و سود خوبی را برای گزینه های من به دست آورد.
من همچنین دو فرصت بالقوه دیگر را برای OEX پیش بینی کرده ام (یکی طولانی می رود ، یکی کوتاه می رود) ابتدا در تاریخ 3-4 دسامبر ، و سپس در تاریخ 13 دسامبر. در زیر ، نمودارهای کاری خود را از این دوره درج می کنم. امیدوارم که شما لکه های قهوه و مرغ را بهانه کنید ، زیرا این نمودارهای واقعی کار بودند.

من این نمودار را در 5 دسامبر درست در آغاز آنچه که معلوم شد یک تظاهرات خوب است ، برچسب گذاری کردم. من در آن زمان مطمئن نبودم ، با این حال ، چه مقدار پاها را خواهد داشت ، زیرا من سعی می کردم تعداد موج را از پایین 684. 30 در تاریخ 30 نوامبر حل کنم. من یک خط روند را ترسیم کردم که دو اوج اخیر را به عنوان یک تست وصل می کند. من الگوی موج را از ابتدای نوامبر مطالعه کردم و خاطرنشان کردم که الگوی کلی "اصلاحی" به نظر می رسد و تحت سلطه "سه" قرار گرفته است. در عین حال ، یک موج ضربه ای واضح وجود داشت که از پایین 684. 30 شکل گرفته بود ، و این نشان می دهد که تصحیح صعودی هنوز ناقص است که به احتمال زیاد خط روند را آزمایش و نقض می کند. و ، مطابق با تخمین زمان برای یک راهپیمایی کوتاه مدت بود. ارقام زیر جایی که من "اهداف صعودی" را نوشتم ، محاسبات من را برای اهداف قیمت رو به بالا و مناطق مقاومت با استفاده از نسبت های فیبوناچی نشان می دهد. در این مرحله ، این شاخص هنوز حتی به سطح اول 382 بازگرداندن رسیده بود. یکی دیگر از قسمت های ممکن ، دقیقاً بالاتر از منطقه 736 بود ، جایی که یک دقیقه موج دوم وجود داشت که من آن را برچسب گذاری کردم. شما همچنین به چند برچسب دیگر که من ساخته ام توجه خواهید کرد. یادداشت "(2) یا (ب)" به بالا در 8 نوامبر در تصحیح موج بسیار بزرگتر و ناتمام در OEX اشاره دارد. برخی از سایر نمادهای من حاکی از ردیابی من از این موج در حال کاهش هنوز ناقص است.

در اینجا دو روز بعد نمودار 15 دقیقه ای از نتایج را نشان می دهم. نمودار 15 دقیقه ای به من اجازه می دهد تا عکس فوری بهتری از عملکرد نزدیک نزدیک داشته باشم. همانطور که می بینید ، این تجمع در واقع پاها را انجام داد و پیش بینی قبلی من را در ماه نوامبر تأیید کرد. هنگامی که OEX خط اصلی من را شکست ، من با برخی از قراردادهای تماس گزینه ای برای سودآوری از صعود در بازار بودم. همچنین در اینجا خواهید دید که تعداد بیشتری از الگوی فاش شده است ، و من برچسب زدن اصلی خود را تنظیم کردم تا عملکرد موج را به خود اختصاص دهم. من دیدم که چه چیزی به نظر می رسد یک موج شکن موج 3 است و زیر مجموعه های موج دقیقاً به همان اندازه تکان دهنده ظاهر می شوند. اگر از نمودار اول به یاد داشته باشید ، ردیابی . 618 که محاسبه کردم برای مقاومت در 731. 36 محاسبه کردم. اگرچه در نمودار چندان مشخص نیست ، این شاخص در 732. 79 به اوج خود رسید و سپس معکوس شد. من در آن مقطع با خوشحالی از بازار خارج شدم و از افزایش شاخص 20 امتیاز بهره مند شدم. سرانجام ، من همچنین طول بالقوه آنچه را که من یک موج 4 در نظر گرفته ام محاسبه کردم. با استفاده از نسبت های فیبوناچی ، پشتیبانی از موج 4 را در 710 و سپس 707 پیدا کردم. اگر این شاخص زیر 707. 46 شکسته شده بود ، تعداد من را باطل می کرد ، زیرا موج 4 با هم همپوشانی می گرفت و یکی از قوانین الیوت را نقض می کرد. در واقع پشتیبانی درست در وسط ، در 708 ، که تعداد آنها را معتبر نگه داشته بود ، پیدا کرد. این همچنین باعث شد موج 4 حتی با طول موج 2 ، و جای تعجب آور نیست ، همانطور که موج 2 1 روز طول کشید (2 و 3 دسامبر در آخر هفته سقوط کرد) بنابراین موج 4 انجام شد.

در اینجا آخرین مرحله این تجمع را در یک نمودار 30 دقیقه ای مشاهده می کنیم. توجه داشته باشید که موج 5 در صدر 737. 18 قرار دارد و از موج 3 بالا می رود و کمی از بازگرداندن 0. 786 سقوط می کند. با این حال ، درست در محدوده Minute Wave II درست بالاتر از 736 بود ، که من نیز یک بالقوه بالقوه را در نظر گرفته بودم. این ، و وضعیت بیش از حد شاخص های فنی بالای نمودار ، به من گفت که این تجمع از بخار خارج شده است. همچنین ، تمام امواج ضربه ای (1 ، 3 ، و 5) با نسبت 50 ٪ یا . 618 با یکدیگر در رابطه با یکدیگر بودند ، یک سر دیگر. سرانجام ، کانال روند را که من ترسیم کردم مشاهده خواهید کرد. الیوت اظهار داشت که یک کانال روند موازی که از اوج موج 1 از طریق پایه یک موج عمودی 3 ترسیم شده است ، اغلب قسمت احتمالی را برای موج 5 نشان می دهد. مطمئناً در این مورد اتفاق می افتد. در کل ، این کافی بود که به من بگوییم که تجمع به پایان رسیده است - درست در 12 دسامبر. حرکت بعدی من؟موقعیت برای گزینه خرید برای سودآوری از کاهش قریب الوقوع.
سایر ملاحظات عملیFrost و Prechter خاطرنشان كردند كه اصل موج با تجارت شاخص و تا حدی كمتر از سهام كار می كند. دیدگاه آنها این بود که از آنجا که اصل موج روانشناسی انبوه در بازار را اندازه گیری می کند ، سهام فردی (و برخی کالاها) همیشه الگوهای موج قابل اعتماد برای تجارت ارائه نمی داد. بعد از گذشت چند سال از قرار دادن الیوت در تجارت ، فکر می کنم دیدگاه آنها هنوز هم به طور کلی صادق است ، اگرچه از زمان نگارش کتاب آنها ، چشم انداز بازار از جهات قابل توجهی تغییر کرده است. برای یک ، امروزه سهام فردی وجود دارد که در حجم روزانه بالاتر از کل میانگین صنعتی داو جونز در دهه 1970 تجارت می کند. حجم بازار معاملات آتی نیز به طرز چشمگیری افزایش یافته است ، با گزارش CME بالاترین حجم قرارداد در کل تاریخ خود در سال 2001. در نتیجه ، من توانسته ام با استفاده از الیوت ، سهام را با موفقیت تجارت کنم ، اگرچه من معمولاً با کسانی که زحمت نمی کشمروزانه حداقل یک میلیون سهام تجارت نکنید ، یا نوسانات کمی ارائه دهید ، زیرا این امر به تولید امواج خوب و قابل خواندن کمک می کند. در تجربه من ، که در ترکیب با سایر شاخص های فنی ، و نگاهی به اصول اولیه با استفاده از الیوت برای تجارت سهام با حجم بالا خوب کار می کند.
من می دانم که برخی از الیوتیک ها و تکنسین ها بینی خود را در اصول می چرخانند. در مورد سهام فردی ، نگاهی به اصول به دلایل مختلف توجیه می شود. اول ، این یک بینش نه تنها در تفکر است ، بلکهاحساساتاز تحلیلگران بنیادی نسبت به سهام. به عنوان مثال ، ارزش گذاری ها در سنجش ارزش نسبی سهام مهم هستند و سهام با درآمد کم درآمد و P/E بالا محکوم به تصحیح است ، مهم نیست که چه چیزی به شما می گوید. ثانیا ، با دیدگاه فراست و پرچتر سازگار است که شرایط یک سهام خاص به همان اندازه احتمالاً تحت تأثیر عوامل فردی به عنوان عوامل فنی قرار دارد. سوم ، چنین اطلاعاتی امروزه بسیار آزادانه در دسترس است ، احمقانه است که به برآوردهای تحلیلگر اساسی نگاه نکنید ، حتی اگر تصمیم نهایی شما متضاد باشد. مارتین پرینگ ، یکی از تکنسین های مورد علاقه من (و یکی از بهترین های موجود در آنجا) توصیه می کند که یک معامله گر خردمند "رویکرد شواهد" را برای تجارت انجام دهد. بعد از این همه سال ، این یکی از بهترین توصیه هایی است که تاکنون شنیده ام.
نتیجه گیریشاید برای کسانی که برای اولین بار این را می بینند ، اصل موج ممکن است تا حدودی پیچیده و دشوار به نظر برسد. من فقط نکات برجسته تجزیه و تحلیل موج الیوت را در این صفحات ارائه داده ام. هنگامی که من برای اولین بار به تجارت رسیدم و به سیستم های تجاری بی شماری نگاه کردم ، هیچکدام سابقه ای دقیق از پیش بینی و تجزیه و تحلیل را به عنوان اصل موج ارائه نکردند. رابرت پرچتر ، نماینده پیشرو در تجزیه و تحلیل موج الیوت امروز ، ثابت کرد که پس از کسب یک سری مسابقات تجاری در دهه 1980 ، جایی که او در برابر برخی از بازرگانان اصلی بازار قرار داشت ، اثربخشی آن را داشت و 400 ٪ چشمگیر در معاملات خود کسب کرد.
برخی از دقیق ترین پیش بینی های اصلی بازار توسط الیوتیک ها ساخته شده است ، از جمله پیش بینی قابل توجه الیوت از پایان افت بازار خرس در داو از سال 1933-1935 ، که او پیش بینی می کنددقیق روزدر یک تلگرام به ناشر خود. الیوت همچنین با دقت پیش بینی بازار گاو نر در طول جنگ جهانی دوم و نزول آن بسیار پیش از وقایع واقعی است. وقتی کسی در نظر گرفت که در روز الیوت ، او نمودارها و محاسبات را با دست انجام می داد ، بدون آنکه از همه اسباب بازی های رایانه ای که امروز به آن اعطا می کنیم ، و او 67 ساله بود وقتی که او به عنوان پیش بینی ، اکتشافات و دستاوردهای خود را آغاز کرد ، 67 ساله بود. از همه چشمگیرتر هستندA. Hamilton Bolton ، یک الیوتی پیشرو در دهه 1950-60 و بنیانگذار خدمات مشاوره تحلیلگر اعتبار بانکی (BCA Research Today) پیش بینی در سال 1960 ، DOW در سال 1966 به 1000 می رسید (در محدوده 500-600 تجارت می کردبیشتر آن دوره). در 9 فوریه 1966 ، داو به تمام مدت 995 به اوج خود رسید و با اوج گرفتن بیش از 1000 داخل کشور به اوج خود رسید. رابرت پرچتر و A. J. فراست در کتاب "اصل موج الیوت" در سال 1978 ، که در اعماق بازار خرس به ظاهر بی پایان 1970 نوشته شده بود ، پیش بینی کردند که بازار گاو نر پر جنب و جوش از سال 1982 آغاز خواهد شد. این پیش بینی همچنین خواستار سقوط بازار گاو نر در سال 1987 شد. همانطور که می دانیم ، در اواخر سال 1982 شاهد افزایش ، ظاهراً از هیچ جا ، یک بازار قدرتمند 5 ساله گاو نر بود که با سقوط بازار سال 1987 به اوج خود رسید. با درک اصول تجزیه و تحلیل موج الیوت ، مشخص می شود که چرا چراچنین پیش بینی های جسورانه ای می تواند انجام شود.
رازهاي معامله گران موفق...
ما را در سایت رازهاي معامله گران موفق دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سید مهدی موسوی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
8 فروردين
1402 ساعت: 22:42