5 عامل کلان اقتصادی که بر بازارهای سهام ایالات متحده تأثیر می گذارد

ساخت وبلاگ

بورس سهام توسط احساسات سرمایه گذار هدایت می شود. اما ، چه چیزی بر احساسات سرمایه گذاران تأثیر می گذارد؟اگر بیشتر سرمایه گذاران نسبت به بازارها (به طور کلی) یا سهام (به ویژه) احساس خوش بین می کنند ، پس سعی می کنند آن را خریداری کنند. از طرف دیگر ، اگر آنها بدبین باشند ، تمایل دارند که از سهام/بازارها دور بمانند یا حتی شروع به فروش کنند.

چندین عامل خارجی وجود دارد که بر بازارها تأثیر می گذارد.

این موارد شامل وقایع اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و شدید در میان دیگران است. امروز ، ما قصد داریم در مورد اقتصاد کلان صحبت کنیم - شاخه ای از اقتصاد که رفتار اقتصاد را به طور کلی مطالعه می کند و برخی از عوامل کلان اقتصادی را که بر بازارهای سهام در ایالات متحده تأثیر می گذارد ، ذکر می کنیم.

عوامل کلان اقتصادی چیست؟

یک عامل اقتصاد کلان اقتصادی ، طبیعی ، ژئوپلیتیکی یا سایر عواملی است که بر اقتصاد یک کشور تأثیر می گذارد. این عوامل به جای یک بخش یا صنعت خاص ، کل جمعیت (یا حداقل اکثریت جمعیت) را تحت تأثیر قرار می دهد. به عنوان مثال ، اگر دولت وظیفه واردات را بر روی طلا افزایش دهد ، تمام صنایعی که به واردات طلا متکی هستند ، تأثیر می گذارد اما اقتصاد کلی بسیار آشفته نیست. این یک عامل کلان اقتصادی نیست. از طرف دیگر ، افزایش نرخ تورم بر همه صنایع و بخش ها تأثیر می گذارد و از این رو یک عامل کلان اقتصادی است.

بیایید به برخی از عوامل کلان اقتصادی که بر بازارهای سهام در ایالات متحده تأثیر می گذارد ، نگاهی بیندازیم:

1. تولید ناخالص داخلی یا تولید ناخالص داخلی

یکی از بزرگترین و همه جانبه عوامل کلان اقتصادی ، تولید ناخالص داخلی یا تولید ناخالص داخلی یک کشور است. از لحاظ تئوریکی ، تولید ناخالص داخلی ارزش کلیه کالاها و خدمات نهایی در یک کشور در یک دوره خاص است. این یک نمای سریع از سلامت اقتصادی کشور را ارائه می دهد. معمولاً تولید ناخالص داخلی سالانه در اکثر کشورها و گاهی اوقات نیز سه ماهه محاسبه می شود.

در ایالات متحده ، دولت تولید ناخالص داخلی را برای هر سال تقویم و تولید ناخالص داخلی سالانه برای هر سه ماهه مالی منتشر می کند. این توسط BEA (دفتر تجزیه و تحلیل اقتصادی) با استفاده از داده های جمع آوری شده با استفاده از نظرسنجی از تولید کنندگان ، خرده فروشان ، توسعه دهندگان املاک و مستغلات و تجزیه و تحلیل جریان های تجاری محاسبه می شود. به زبان ساده تر ، تولید ناخالص داخلی یک اندازه گیری ساده از رشد یا رکود در اقتصاد است و از این رو نمای کلی از سلامت اقتصادی کشور را ارائه می دهد.

سرمایه گذاران اگر احساس کنند که این شرکت در آینده عملکرد خوبی خواهد داشت ، سهام خریداری می کنند. اگر اقتصاد در حال پیمانکاری باشد (تولید ناخالص داخلی) ، سودآوری شرکت در ماه ها/سال های آینده زیر سوال می رود. از این رو ، هنگامی که تولید ناخالص داخلی کاهش می یابد ، سرمایه گذاران تمایل دارند که از بازار دوری کنند یا سرمایه گذاری های خود را بازخرید کنند و باعث افت مربوطه در بورس سهام شوند. از طرف دیگر ، اگر تولید ناخالص داخلی در حال افزایش باشد ، سرمایه گذاران نسبت به درآمد و رشد شرکت در آینده خوش بین هستند و باعث می شود سهام بیشتری بخرند و بر بازارهای سهام تأثیر بگذارند.

2. تورم

تولید ناخالص داخلی و تورم احتمالاً دو عامل متداول کلان اقتصادی هستند که برای تأثیرگذاری بر بازارهای سهام شناخته شده اند. تورم ، به معنای ساده ، افزایش سطح قیمت کالاها و/یا خدمات یا افزایش عرضه پول است. تورم به معنای افزایش قیمت کالاها و خدمات است. اگر عرضه پول در اقتصاد افزایش یابد ، مردم بودجه یکبار مصرف بیشتری دارند و محصولات/خدمات بیشتری را خریداری می کنند و در نهایت باعث افزایش قیمت ها می شوند.

در ایالات متحده ، تورم با استفاده از CPI اصلی یا شاخص قیمت مصرف کننده اصلی اندازه گیری می شود. در حالی که CPI اندازه گیری تغییرات در قیمت کلیه کالاها و خدمات است ، CPI اصلی محصولات/خدمات مربوط به انرژی و انرژی را حذف نمی کند زیرا آنها تمایل به نوسانات قیمت بیشتری نسبت به سایرین دارند. با گذشت زمان ، رشد تولید ناخالص داخلی باعث تورم نیز می شود.

در حالی که هیچ فرمولی برای آن وجود ندارد ، نگاهی گذرا به عملکرد تاریخی بورس در مقابل نرخ تورم به ما می گوید که آنها رابطه معکوس دارند. بنابراین ، هنگامی که نرخ تورم افزایش می یابد ، بازارهای سهام تمایل به سقوط و برعکس دارند. این برخلاف چندین مطالعه دانشگاهی است که نشان می دهد سهام ارزش واقعی خود را در هنگام تورم نگه می دارد. با این حال ، این نباید به عنوان یک قاعده رفتار شود.

در حقیقت ، تأثیر تورم بر روی نمونه کارها یک سرمایه گذار به شدت متکی بر این است که سرمایه گذار از نمونه کارها و سیاست های پولی موجود چه کارآمد بوده است. هرچند یک چیز مسلم است - افزایش نرخ تورم باعث افزایش نوسانات در بورس سهام می شود.

3. نرخ بیکاری

در ایالات متحده ، دولت به طور مرتب نرخ بیکاری در کشور را ردیابی و گزارش می دهد. این نشانگر قدرت اقتصاد است. علاوه بر این ، دفتر آمار کار ایالات متحده گزارش شغلی ماهانه را منتشر می کند که میزان استخدام در کشور را برجسته می کند. هر دو این اقدامات - نرخ بیکاری و نرخ استخدام می تواند به یک سرمایه گذار کمک کند تا وضعیت مورد انتظار اقتصاد و بورس را درک کند.

اگر نرخ بیکاری در حال کاهش باشد و نرخ استخدام در حال افزایش باشد ، چشم انداز مثبت است و سرمایه گذاران انتظار دارند که فروش خرده فروشی منجر به افزایش سود شرکت ها شود. این امر آنها را به خرید سهام بیشتر سوق می دهد و تأثیر مثبتی در بورس سهام دارد. از طرف دیگر ، اگر نرخ بیکاری در حال افزایش باشد و استخدام شود ، چشم انداز منفی می شود و سرمایه گذاران سعی می کنند از سهام خودداری کنند یا حتی سرمایه گذاری های خود را بازخرید کنند.

4. فروش خرده فروشی

ما در دنیای مصرف کننده زندگی می کنیم. در ایالات متحده ، اقتصاد به شدت به فروش خرده فروشی متکی است. در ایالات متحده ، دفتر سرشماری داده های مربوط به فروش کالاها و خدمات با دوام و غیر بادوام را هر ماه گردآوری می کند و تقاضای مصرف کننده را ردیابی می کند. این در اقتصاد مانند ایالات متحده که تقریباً دو سوم تولید ناخالص داخلی از هزینه های مصرف کننده ناشی می شود ، بسیار حیاتی است.

فروش خرده فروشی سالم معمولاً حرکتی مثبت در بورس سهام ایجاد می کند. از طرف دیگر ، اگر هزینه های خرده فروشی افت خود را نشان دهد ، می تواند نشانه رکود در اقتصاد باشد. این می تواند بر سودآوری مشاغل و استخدام تأثیر بگذارد. از این رو ، بورس سهام نسبت به کاهش سرعت فروش خرده فروشی واکنش منفی نشان می دهد.

5. بازده صنعتی

در حالی که بیشتر ما دوست داریم اعتقاد داشته باشیم که ما در دنیای صنعت محور زندگی نمی کنیم ، بازده صنعتی هنوز هم یک شاخص اصلی قدرت یک اقتصاد در ایالات متحده است. فدرال رزرو یک شاخص اقتصادی ماهانه از خروجی های موجود در صنایع تولید ، معدن ، برقی و گاز به نام شاخص تولید صنعتی یا IPI منتشر می کند. همچنین بینش در مورد ظرفیت ، نسبت خروجی به ظرفیت (استفاده از ظرفیت) و سطح تولیدی که می تواند به روشی پایدار حفظ شود ، ارائه می دهد.

این یک شاخص مهم است زیرا قیمت اضافه شده توسط بخش خرده فروشی را در نظر نمی گیرد. ظرفیت استفاده از صنایع بینش خوبی از قدرت تقاضا در اقتصاد ارائه می دهد. اگر یک صنعت در حال تولید تولید صنعتی زیر ظرفیت خود باشد ، سرمایه گذاران می توانند آن را به عنوان نشانه رکود قریب الوقوع یا امکان محرک مالی برای صنعت مذکور تفسیر کنند. بورس سهام بر این اساس پاسخ می دهد. از طرف دیگر ، اگر یک صنعت بیش از ظرفیت خود تولید کند ، می توان آن را به عنوان یک خطر بالقوه افزایش قیمت و حباب دارایی که باعث سقوط بازارها می شود ، تفسیر کرد.

چگونه یک سرمایه گذار باید از این عوامل اقتصادی کلان استفاده کند؟

اولین قدم درک هر یک از آنها است. هنگامی که شما در مورد این عوامل روشن هستید ، پس باید درک همبستگی بین آنها را شروع کنید. در اینجا چند نکته برای کمک به آنها آورده شده است:

  • افزایش تولید ناخالص داخلی باعث افزایش بازار می شود اما می تواند باعث افزایش نرخ تورم شود. نرخ افزایش تورم بازارها را به پایین می کشاند. بنابراین ، با افزایش تولید ناخالص داخلی واقعاً چه اتفاقی می افتد؟پاسخ در افزایش کنترل شده در تولید ناخالص داخلی است.
  • اکثر اقتصاددانان بر این باورند که رشد تولید ناخالص داخلی در حدود 2. 5 ٪ -3. 5 ٪ در سال برای اقتصاد سالم است زیرا تأثیر آن بر تورم حداقل است و بازارهای سهام به طرز مطلوبی پاسخ می دهند.
  • افزایش تولید ناخالص داخلی همچنین منجر به کاهش نرخ بیکاری می شود.
  • در حالی که این به نظر می رسد برای هر اقتصاد (رشد همراه با کاهش نرخ بیکاری) ایده آل است ، هنگامی که نرخ بیکاری بیش از حد پایین می آید ، مشکل بوجود می آید.
  • اگر یک اقتصاد با اشتغال تقریبا پر کار کند ، از آنجا که تقاضا افزایش می یابد ، قیمت کالاها و خدمات افزایش می یابد. همچنین ، عدم دسترسی به نیروی کار منجر به افزایش دستمزدها و افزایش بعدی قیمت ها می شود. همه اینها تأثیر منفی بر میزان تورم دارد و معمولاً منجر به بیش فعالی می شود. سرانجام ، از آنجا که مردم این واقعیت را می پذیرند که ارزش پول به مرور زمان بدتر می شود (به دلیل بیش از حد تورم) ، آنها تمایل به شروع هزینه های بیشتر دارند. این باعث افزایش تولید ناخالص داخلی و یک حلقه بازخورد منفی می شود که به اقتصاد و بورس سهام آسیب می رساند.

درک و اعمال بینش از شاخص های کلان اقتصادی ، ویژگی های بارز یک سرمایه گذار موفق است. با هزاران نفر از متخصصان که تجزیه و تحلیل و مشاوره رایگان را به صورت آنلاین ارائه می دهند ، به راحتی می توان بدون تلاش برای درک آن ، تحت تأثیر گزارش تحلیلی آماده تهیه شد. با این حال ، برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری کنترل شده ، مهم است که مدتی را در درک اقتصاد کلان یک کشور یا منطقه قبل از سرمایه گذاری صرف کنید.

سلب مسئولیت

سهام ذکر شده در این مقاله توصیه ای نیست. لطفاً قبل از سرمایه گذاری ، تحقیق و دقت خود را انجام دهید. سرمایه گذاری در بازار اوراق بهادار منوط به خطرات بازار است ، قبل از سرمایه گذاری تمام اسناد مرتبط را با دقت بخوانید. لطفاً قبل از سرمایه گذاری در سهام عدالت ، مشتقات ، صندوق های متقابل و یا سایر ابزارهای معامله شده در بورس سهام ، اسناد افشای ریسک را با دقت بخوانید. از آنجا که سرمایه گذاری در معرض خطرات بازار و ریسک نوسانات قیمت است ، هیچ تضمینی یا تضمینی وجود ندارد که اهداف سرمایه گذاری حاصل شود. NBT هیچ بازده اطمینان در هرگونه سرمایه گذاری را تضمین نمی کند. عملکرد گذشته اوراق بهادار/ابزارها نشانگر عملکرد آینده آنها نیست.

رازهاي معامله گران موفق...
ما را در سایت رازهاي معامله گران موفق دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سید مهدی موسوی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 15:25