1 بی ثباتی مالی یک مسئله مهم سیاست اقتصادی در بین کشورهای توسعه یافته و نوظهور ، با عواقب فوری و عواقب آینده است. از نظر اجتماعی نیز ، بحران مالی جهانی ناامنی فوق العاده ای را ایجاد کرده است ، که عمدتاً از طریق نقش رسانه ها به عنوان یک مأموریت اطلاعات برای عموم است. از آنجا که رسانه ها از بازده های سازمان های اقتصادی ، دولت ها و شرکت ها در پوشش خود استفاده می کنند ، ممکن است معنای واقعی پیام اصلی را تحریف کنند و یک تصویر تحریف شده را به عموم منتقل کنند. این مطالعه سعی در توضیح نقش رسانه ها در درک عمومی از بحران مالی جهانی دارد.
شکل گیری ادراک و پوشش رسانه ای
2 تأثیر فناوری تعداد فزاینده ای از منابع اطلاعاتی را در ظرفیت نامحدود و زمان واقعی برای عموم ایجاد کرده است. جامعه نه تنها خود بحران مالی را تجربه می کند. همچنین در رسانه ها و تولید خبری که بعداً مصرف می کند ، نقش دارد. از دیدگاه اجتماعی ، خطر ناشی از عدم اطمینان واقعی یا درک شده است (Eiser 2004) ؛این شامل داوری های ضمنی و/یا صریح از احتمال ، و مطلوب بودن یا نامطلوب اثرات خاص است (Eiser 2004). قضاوت های صریح و صریح توسط رسانه های خبری و رسانه ها ، بحران مالی را به عنوان یک اثر نامطلوب از اقتصاد ما به تصویر کشیده است ، که باعث عدم اطمینان قابل توجهی در مورد آینده می شود. بنابراین ، ما توجه می کنیم که مردم دو نقش اصلی را در رسانه ها بازی می کنند: 1) مردم این خبر هستند و در چنین شرایطی ، بیکاری و ورشکستگی تأثیر مستقیمی بر جامعه دارند. و 2) مردم مصرف کنندگان رسانه ای هستند و به دنبال دسترسی بیشتر به منابع خبری هستند تا از همه عوامل مؤثر بر زندگی و بهزیستی مطلع شوند.
3 رسانه ها دو نوع رفتار را در جامعه ایجاد می کنند: رویکرد و اجتناب (Eiser 1994). رفتار رویکرد ، که در آن رسانه ها قضاوت های صریح مثبت در مورد یک بحران مالی ارائه می دهند ، ممکن است افراد را تحت تأثیر قرار دهد تا نسبت به اقتصاد اعتماد به نفس و مثبت تر شود. به عنوان مثال ، خبرهای مثبت ممکن است بیکاران را به دنبال اشتغال یا مشاغل برای گسترش فعالیت های خود ترغیب کنند. از طرف دیگر ، رفتار اجتناب شامل رسانه هایی است که قضاوت های صریح منفی در مورد یک بحران مالی ارائه می دهند. به عنوان مثال ، قضاوت های صریح منفی مربوط به بیکاری زیاد یا ناپایداری بازارهای مالی ، ممکن است باعث ایجاد آب و هوای ترس و دلهره شود و افراد را از جستجوی اشتغال یا سرمایه گذاری در بازارهای مالی بازداشت کند.
4 شکل رسانه ای در دسترس مصرف کنندگان است ، و رقابت حاصل در بین رقبای رسانه ای منجر به انتشار مقالات سرگرم کننده ای می شود که برای احساسات مردم جذاب است (FOG 2004). علاوه بر این ، منابع رسانه ای رقیب داستانهایی را انتخاب می کنند که به طور بالقوه می توانند در تلاش برای حل بحران مالی دخالت کنند (مه 2004). در واقع ، تحقیقات گذشته نشان داده است كه نویسندگان قادر به برداشت خود از موضوعات خاص بر جامعه هستند (Sjöberg 1998 ، 2000).
5 رسانه ها دو نقش اصلی اجتماعی را ایفا می کنند. اولین مورد از این موارد منعکس کننده است: رسانه ها منعکس کننده نظرات اجتماعی و بازار هستند (Carma Asia Pacific 2008). رسانه ها همچنین ممکن است نقش تأثیرگذار را به عهده بگیرند و نظرات اجتماعی و بازار را ایجاد کنند (Carma Asia Pacific 2008). رسانه ها می توانند با تحریک و حفظ بهبود اقتصادی طولانی تر ، یک بحران مالی را تحت تأثیر قرار دهند ، زیرا رسانه ها تمایل به تولید تصاویر منفی از یک بحران دارند ، یا با شروع بهبود از طریق توزیع تصاویر مثبت ، در نتیجه تحریک و ترغیب اقدامات دولت برای حل این امرمسئله ؛این طیف وسیعی از گزینه ها "زمینه ای حاصلخیز برای اطلاعات غلط فراهم می کند (Milo 1991).
6 رسانه ها همچنین ممکن است جنبه های اصلی ادبیات ادراک ریسک را تحت تأثیر قرار دهند: نگرانی و درک خطر (Sjöberg 1998). اول ، در تفسیر خروجی سازمان های اقتصادی ، رسانه ها "داوری می كنند كه خطر اندازه مشخصی در دست است" (سوژبرگ 1998 ، 85) ، در نتیجه ادراک خطر ایجاد می كنند. این داوری ها با نگرانی از مصرف کنندگان اطلاعات "با افکار در مورد وقایع نامشخص و ناخوشایند" بر اضطراب اجتماعی تأثیر می گذارد (سوژبرگ ، 1998 ص 85). به عبارت دیگر ، رسانه ها درک ریسک را ایجاد می کنند و با توجه به یک وضعیت خاص یا بحران ، میزان نگرانی های اجتماعی را افزایش یا کاهش می دهند. چنین نگرانی های اجتماعی عامل مهمی است که در به حداقل رساندن پیامدهای "اطلاعات سرگرم کننده" نیاز به بررسی دارد. با توجه به Sjöberg (1998) که نشان می دهد درک ریسک تأثیر می گذارد ، رسانه ها ، در طول بحران نقش مهمی دارند.
- برنامه ریزی آمادگی در برابر فاجعه در رسانه های جمعی به طور کلی ضعیف است
- برخی از مشکلات هماهنگی منتسب به آژانس های خدمات اضطراری نیز در مطبوعات مشهود است
- با تمرکز بر فعالیت های سازمانهای رسمی ، تمایل به گزارشگری انتخابی وجود دارد
- به ویژه تلویزیون مستعد ابتلا به اسطوره فاجعه است.
ممکن است گفته شود 8 رسانه ها از همان تکنیک ها برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده می کنند ، خواه در یک بحران مالی قرار داشته باشند یا نه. علاوه بر این ، رسانه ها تمایل به گسترش درک جامعه از یک بحران از طریق ارتقاء بازنمایی های مغرضانه بحران دارند. از این طریق رسانه ها به بخشی از مشکل تبدیل می شوند. رسانه ها درک ریسک و نگرانی های اجتماعی در مورد بحران مالی جهانی را متورم می کنند ، اما - با ارائه هر دو روایت درک ریسک و روایت های پاسخ به بحران - می توانند از تبدیل شدن به بخشی از بحران خودداری کنند.
9 ثروتمندان نسبت به فقرا می توانند سرمایه گذاری و ریسک کنند (Wildavsky 1990). با توجه به اینکه طبقه بالا ثروتمند تنها درصد کمی از جامعه را نشان می دهد ، طبقه های پایین و متوسط باید به اندازه کافی از بحران مالی جهانی مطلع شوند. کمبود اطلاعات ممکن است باعث متوقف شدن یا کاهش خرید کالاها و خدمات خاص شود. به نوبه خود ، چنین رفتار بازار می تواند مدت زمان بحران مالی جهانی را افزایش داده و رکود اقتصادی را عمیق تر کند. بنابراین ، تأثیر رسانه ها در طبقات پایین و متوسط بسیار مهم ، غیرمستقیم ترویج یا تأخیر در مصرف کالاها و خدمات است.
10 مردم ، طبق تحقیقات قبلی در مورد تئوری فرهنگی ، دقیقاً تصمیم می گیرند که آنها از چه چیزی می ترسند (Wildavsky 1990). اگر رسانه ها بتوانند ترس های اجتماعی را شناسایی کنند ، ممکن است با دستکاری این ترس ها ، نقش اصلی آنها ، منعکس کننده ، حاصل شود. علاوه بر این ، اگر رسانه ها بتوانند این ترس ها را کنترل کنند ، تضمین می کنند که درآمد قابل توجهی را ایجاد کرده و سود را به سرمایه گذاران توزیع کنند. در مقابل ، نقش ثانویه رسانه ها ، تأثیرگذار ، مربوط به بازیگران سیاسی است که در هنگام ارائه مزایا عمل می کنند (Wildavsky 1990). بنابراین ، رسانه ها باید به اندازه کافی نقش خود را در فشار بر بازیگران سیاسی برای حل بحران یا حداقل اقدامات لازم برای به حداقل رساندن عواقب انجام دهند.
11 به دلیل خطر از طریق یک زمینه فرهنگی تعریف شده است (برنز 2007) ، مقالاتی درباره بحران مالی جهانی از منظر نویسنده نوشته و تولید می شود که به نوبه خود می تواند بر نگرش و رفتارهای خوانندگان تأثیر بگذارد (Eiser 2004). رسانه ها ، در سطح بین المللی ، دیدگاه ها و دیدگاه های مختلفی را نسبت به محلی انجام می دهند. به عنوان مثال ، رسانه های ایالات متحده در مقایسه با یک ایدئولوژی نسبتاً محافظه کارانه در کشورهای جنوب غربی ، دیدگاه دموکراتیک را در کشورهای شمال شرقی اتخاذ می کنند. بنابراین ، رسانه ها می توانند اطلاعاتی را که ارائه می دهند ، از بین ببرند: با نادیده گرفتن ایدئولوژی ها و در نظر گرفتن فقط زاویه منحصر به فرد متناسب با نیازهای آن. بنابراین ، می توان استدلال کرد که رسانه ها یک ایدئولوژی واحد را به اعضای جامعه با دیدگاه های مختلف تحمیل می کنند.
12bus بر لزوم تمایز بین درک خطر و پاسخ به یک بحران تأکید کرد (2007). هدف از تحقیق حاضر ، شناسایی دسته های درک ریسک و پاسخ به بحران مالی جهانی است ، همانطور که از طریق سرمقاله ها مشاهده می شود. ما چهار سرمقاله روزنامه را از اول مارس تا 30 اوت 2009 تجزیه و تحلیل کردیم: نیویورک تایمز ، نیوز دالاس ، وال استریت ژورنال و بوستون گلوب. ما سرمقاله ها را بر خلاف سایر اشکال رسانه انتخاب کردیم ، زیرا سرمقاله ها از نظر محتوا بسیار متفاوت هستند (Carma Asia Pacific 2008) ، که عمدتاً از نظرات ، چشم انداز و دیدگاه نویسنده تشکیل شده است. مطالعه ما به طور خاص شامل تجزیه و تحلیل موضوعاتی است که نویسندگان معرفی می کنند (Carma Asia Pacific 2008) ، پیام هایی که آنها به آنها ارتباط می دهند (Carma Asia Pacific 2008) ، خواه آنها برای جنبه ای از بحران مالی مطلوب باشند یا نهسرمقاله ها (استفاده از زبان منفی یا مثبت) در مورد بحران مالی (Carma Asia Pacific 2008).
روش شناسی
- فرم: سرمقاله ها
- محتوا: بحران مالی جهانی
- دوره: 1 مارس تا 30 اوت 2009
- مکان: روزنامه های اصلی در سراسر ایالات متحده
14 ساله ، ما سرمقاله هایی را که از اول مارس تا 30 اوت 2009 منتشر شده بود انتخاب کردیم و از روزنامه های زیر سرچشمه گرفتیم: نیویورک تایمز ، اخبار دالاس ، ژورنال وال استریت و بوستون گلوب. ما این روزنامه ها را به دلیل سه عامل اصلی انتخاب کردیم. اول ، آنها پوشش جغرافیایی گسترده ای از ایالات متحده را ارائه دادند. به طور خاص ، ساحل شرقی و مرکز کشور به خوبی نمایندگی شده بودند. دوم ، دو روزنامه صدای دموکراتیک (نیویورک تایمز و بوستون گلوب) را به تصویب رساندند ، در حالی که دو نفر دیگر دیدگاه جمهوریخواه را تأیید کردند (اخبار دالاس و ژورنال وال استریت). علاوه بر این ، وال استریت ژورنال تخصص خاصی را در ارائه اطلاعات در مورد موضوعات اقتصادی از منظر اقتصادی ایجاد کرده بود. در نتیجه ، ما معتقد بودیم که این روزنامه ها نماینده دو الگوی سیاسی پیشرو در ایالات متحده هستند. آخرین دلیل و مطمئناً مهمترین ، مقدار سرمقاله های منتشر شده در هر روزنامه بود. برای افزایش احتمال شناسایی متغیرها ، انتخاب به سمت روزنامه های اصلی جهت افزایش اندازه نمونه گرایش یافته است. بنابراین ، نمونه نه تنها نماینده دو جهت گیری سیاسی در ایالات متحده است ، بلکه مقالات کافی را برای شناسایی متغیرها نیز تولید می کند. این نمونه همچنین به عنوان فرصتی برای مقایسه و در صورت لزوم ، ناسازگاری های احتمالی بین دموکرات ها و جمهوریخواهان در مورد درک خطر و پاسخ به یک بحران را تشخیص می دهد. سرانجام ، با تمرکز بر روزنامه های اصلی مورد استفاده در تحقیقات حاضر ، نمونه ما امکان کاهش خارجی را فراهم می کند.
با توجه به این واقعیت که اکثر مقالات تحقیقاتی مربوط به درک ریسک به طور معمول یک روش کمی را اتخاذ کرده اند ، تحقیقات ما یک رویکرد کیفی و سازنده گرایانه را اتخاذ می کند. تحقیقات ما با هدف پیشنهاد طبقه بندی ادراک و پاسخهای ریسک که از طریق استفاده از چهار روزنامه مدیتالی مشاهده می شود ، به منظور تعیین هدف و میزان تأثیر آنها. تحقیقات (Croteau & Hoynes 2013 ؛ HEPP ، Hjarvard & Lundby 2015) رابطه بین رسانه ها و جامعه را توصیف کرده است ، با ذکر تأثیر رسانه ها بر جامعه در طی یک بحران. در نتیجه ، تحقیقات ما سعی در کشف ماهیت دقیق این تأثیر دارد.
تجزیه و تحلیل محتوای 16 ما به کار می رود زیرا "توانایی تحلیلگران را در مشاهده پدیده هایی که در آن علاقه مند هستند جبران می کند" (Krippendorff 2004 ، 32). از این رو ، سرمقاله ها محققان را قادر می سازد تا درک خطر و پاسخ به یک بحران را شناسایی کنند و پدیده ای را اندازه گیری کنند که در غیر این صورت مطالعه آن دشوار خواهد بود. علاوه بر این ، تجزیه و تحلیل محتوا فرصتی را برای تحلیلگر ایجاد می کند تا در مورد جزئیات بیشتر به جای اولین برداشت ، در مورد جزئیات بیشتر تحقیق کند (Krippendorff 2004).
17 برای به حداقل رساندن تعصبات تولید شده توسط فرآیند تجزیه و تحلیل ، رمزگذارهای مختلف تجزیه و تحلیل را تکرار کردند. در طول فرآیند رمزگذاری ، یک رویکرد افزایشی اتخاذ شد. ما همچنین با استفاده از سرمقاله های شناسایی شده ، یک تجزیه و تحلیل موضوعی القایی انجام دادیم تا درک و پاسخ های خطر را طبقه بندی کنیم (لوفلر 2004). برای شناسایی یک طبقه بندی ، ما محتوای سرمقاله را به واحدهای معنی دار تقسیم کردیم تا ترکیب آنها را درک کنیم و ترکیبات اصلی را به صورت جامع برای کشف معنای آنها دوباره معرفی کردیم (Krippendorff 2004).
با استفاده از اولین خواندن یک سرمقاله ، رمزگذار واژگان مورد استفاده نویسندگان مختلف را نشان داد و با اصطلاحات آشنا شد. هر رمزگذار فردی کلمات خاصی را مشخص می کند که طبق ادراک خودشان مربوط به بحران مالی جهانی است.
19 بعد از خواندن اول ، رمزگذار بار دیگر سرمقاله ها را مورد بررسی قرار داد ، کلمات یا عبارات معنی دار را فهرست کرد و کدهای سطح اول را ایجاد کرد. با انتخاب کلمات یا عبارات تعیین شده ، هر رمزگذار معانی متنی خود را تجزیه و تحلیل کرده و معانی را طبقه بندی می کند. رمزگذار با نسبت دادن معنایی به بخش ها ، داده ها را تفسیر می کند ، و تفسیر در سطح اول رمزگذاری اتفاق می افتد (مایلز و هوبرمن 1994). علاوه بر این ، رمزگذار می تواند زبانه های معنی دار ایجاد کند تا صریح کدهای سطح اول را شناسایی کند که تفسیر را آشکار و تأکید می کند (مایلز و هوبرمن 1994).
20WE سپس کدها را به منظور تولید کدهای جدید یا ادغام کدهای خاص در همان دسته ، که شامل سطح دوم رمزگذاری است ، مقایسه کرد (لوفلر 2004 ؛ مایلز 1994). با انجام رمزگذاری دوم ، طبقه بندی با استفاده از اصطلاحات جامع گسترده تر می شود. در حقیقت ، فرایند رمزگذاری فرایند القایی را برای تولید کلیات اعمال می کند (Sultana و همکاران 2013).
- این امکان را به ما می دهد تا مقدار زیادی از داده ها را به چند واحد تحلیلی کاهش دهیم.
- این امکان را به ما داد تا هدف از تحقیق را در طول تجزیه و تحلیل داده ها دوباره متمرکز کنیم.
- این در ساخت نقشه شناختی کمک کرد
- از آنجا که بسیاری از محققان در این مطالعه درگیر هستند ، این پایگاه های متقابل را برای تجزیه و تحلیل چند کادی ایجاد کرده است (مایلز ، 1994).
22 مرحله آخر فرآیند رمزگذاری ، تجزیه و تحلیل چند کد کننده بود که به منظور افزایش نتایج نتایج و اثبات همگرایی برنامه های رمزگذار انجام شد (Sultana et al. 2013). با مقایسه کدگذاری نهایی هر رمزگذار ، تجزیه و تحلیل چند کد کننده شباهت های موجود را مشخص کرد و یک طبقه بندی مشترک از درک و پاسخ های خطر ایجاد کرد. هر رمزگذاری نهایی جداگانه توسط سه رمزگذار به طور مستقل انجام شد.
23 با استفاده از تمرین چند کد ، از هر رمزگذار دعوت شد تا طبقه بندی نهایی خود را تعریف و توضیح دهد. از طریق درک کدهای مربوطه ، رمزگذارها قادر به تولید یک مقایسه مؤثر بودند که بر اساس شباهت ها بین رمزگذاری های مستقل ایجاد شده و همگرایی نتایج را نشان می دهد. رمزگذاری ها در جداول 1 و 2 موجود است.
رمزگذاری چند کد برای درک ریسک

رده ها: درک خطر بوستون گلوب وال استریت ژورنال نیویورک تایمز تایمز اخبار کل تخریب بازار C1. اثرات منفی این بحران 148 29 51 19 247 C2 تولید کرده است. تعریف بحران 14 24 47 8 93 C2. عواقب 23 26 23 8 80 C2. دلایل 6 7 12 4 29 C3. تخریب بازار 51 23 37 14 125 C3. مسئولیت 1 0 0 1 2 اختلاف نظرهای سیاسی c1. سیاست های بد دولت 9 26 29 9 73 C2. سیاسی 10 19 58 15 102 C3. اختلافات سیاسی 6 12 13 13 44 خطر ابتلا به C1. اثرات ریسک پذیری توسط موسسات مالی 47 11 23 4 85 C3. توسعه 20 19 20 19 78 C3. پایداری 1 0 2 1 4 ناامیدی C1. احساس منفی فردی بحران مالی 110 25 34 16 185 C3. ناامیدی 8 3 1 3 15 دلسردی C3. دلسردی 18 12 13 10 53 C3. ناامنی 9 9 8 15 41 ناامیدی C3. ناامیدی 4 1 9 6 20 C1 انتخاب نشده است. چشم انداز اقتصادی مثبت 29 16 23 13 81 C2. دوره زمانی 15 16 27 8 66 C2. قدرت رسانه 5 7 11 6 29 کل 534 285 441 192 1452
رمزگذاری چند کد برای درک ریسک
رمزگذاری چند کد برای پاسخ ها

دسته بندی ها: پاسخ های بوستون گلوب وال استریت ژورنال نیویورک تایمز تایمز اخبار کل پاسخ های سیاسی C1. سیاسی 6 9 8 7 30 C3. سیاسی 13 16 45 20 94 پاسخ های صنعتی C1. صنعت 6 10 1 3 20 C3. صنعت 20 2 5 4 31 پاسخ جامعه C1. جامعه 5 1 0 0 6 C3. جامعه 4 2 0 3 9 C2 انتخاب نشده است. دوباره متولد 10 11 30 7 58 TOTAL 64 51 89 44 248
رمزگذاری چند کد برای پاسخ ها
24in به منظور اعتبارسنجی نتایج ، ما از شاخص توسعه یافته توسط Perreault و Leigh ، (1989) استفاده کردیم که توسط فرمول زیر نشان داده شده است:
26 نتایج شاخص اعتبار 85. 87 ٪ درصد رضایت بخش بوده است.
نتایج
درک خطر
27 ما ابتدا درک ریسک و پاسخ به یک بحران را از طریق تفسیر مؤلفه های آنها و دسته های مربوطه توضیح می دهیم. پس از کاوش در کدهای موضوعی ، ما شیوه تأثیرگذاری بر جامعه را در بحران تأمین مالی جهانی بیان خواهیم کرد. با توجه به نتایج تجزیه و تحلیل چند کد ، نه دسته مختلف پدیدار شد ، شش توصیف درک خطر و سه مورد در مورد پاسخ به یک بحران.
28A موضوع مکرر که در سرمقاله های ذکر شده به تخریب بازار یافت می شود ، شامل موضوعات مربوط به عزل در مقیاس بزرگ کارمندان ، ورشکستگی و نوسانات بورس سهام است. بیشتر اطلاعات مکتوب تحت تجزیه و تحلیل واقع شده است ، که از سازمان های بین المللی ، سازمان های دولتی و شرکت های خصوصی سرچشمه گرفته است. در نتیجه ، اطلاعات مستند و به راحتی در دسترس بود. با این حال ، نویسندگان معمولاً با اضافه کردن صلاحیت های خاص که بر جنبه منفی اوضاع تأکید می کردند ، این اطلاعات را شخصی می کردند.
29 گروه مهم دیگری که از تجزیه و تحلیل ما پدید آمده بود ، ریسک گرفتن بود. سرمقاله ها عدم مسئولیت و لاغر بودن صنعت مالی در اتخاذ خطرات غیر ضروری و ارائه وام های پرخطر را توصیف کردند. علاوه بر این ، سرمقاله ها همچنین نشان می دهند که مصرف کنندگان و سایر صنایع در پذیرش بدهی بیشتر از آنچه تحمل می کردند ، خطرات ناعادلانه ای داشتند. یک بار دیگر ، این گروه کاملاً مبتنی بر اطلاعات واقعی است. با این وجود ، نویسندگان اطلاعات را با نظرات ، چشم اندازها و دیدگاه های خود لکه دار کردند.
30 تا آخر ، آخرین دسته مبتنی بر حقایق مشخص مربوط به اختلاف نظر سیاسی است. سرمقاله ها بر عدم توانایی هر دو حزب سیاسی در دستیابی به توافق در مورد پاسخ های مناسب به بحران ، به منظور جلوگیری از وخامت مالی بیشتر تأکید کردند. اختلافات سیاسی نه تنها در مورد مسائل مالی و مداخله گرایی ، بلکه مقررات ، معضلات بین المللی ، جنگ و تروریسم نیز به وجود آمده است. سرمقاله ها سقوط دو جهت گیری سیاسی بزرگ در ایالات متحده را نشان دادند.
31 با افشای حقایق اساسی بحران مالی جهانی ، سرمقاله های ایجاد شده ، تأکید شده یا توجیه برخی احساسات یا رفتارهای خاص. احساس غالب در زمینه بحران ، به ویژه در مورد ناامیدی های اجتماعی با صنعت که باعث فروپاشی بین المللی بازارهای اقتصادی شد ، ناامید کننده است.
32 بعد از اینکه از مطبوعات و دیدگاههای منفی غافلگیر می شوند ، دلسردی واکنش اجتماعی است. سرمقاله ها این پاسخ را به دیدگاههای اقتصادی ضعیف و بی ثباتی که حوزه های مختلف اجتماعی را فرا گرفته است (به عنوان مثال ، سیاسی ، مالی ، اشتغال) نسبت می دهند.
33 جامعه پس از آن موجی از ناامیدی را تجربه کرد. سرمقاله ها به وضوح شروع به شناسایی ناامیدی فزاینده ای کردند زیرا جامعه دیگر نمی تواند به بهبودی سریع آرزو کند. انتظارات مبنی بر اینکه بحران مالی جهانی عمیقاً ساختار اقتصادی موجود را اصلاح خواهد کرد ، تأیید شد.
34 در حالی که سه دسته اول که ما شناسایی کردیم ، واقع شده بودند ، که توسط نویسندگان از وضعیت اوضاع رنگ آمیزی شده بود ، سه دسته آخر نشان می داد که چگونه جامعه باید نسبت به بحران مالی جهانی واکنش نشان دهد.
پاسخ های خطر
35in علاوه بر دسته های ادراک ریسک ، سرمقاله ها نیز پاسخ های خاصی را نشان می دادند. محبوب ترین موضوع پاسخ پاسخ سیاسی بود ، اگرچه وقتی توسط رسانه ها رفتار می شد ، پاسخ سیاسی معمولاً به موضوعات صنعت مالی کاهش می یافت. سرمقاله ها بر انفعال که پاسخ های سیاسی را مشخص می کند ، تأکید کردند.
36 پاسخ صنعتی به نیاز شرکتهای خصوصی برای تنظیم منابع خود مطابق با بحران مالی جهانی اشاره دارد. فقط دو عصاره خبری جالب در سرمقاله ها در مورد پاسخ صنعتی منتشر شد: جوان سازی ایستگاه مترو نیویورک و توسعه بندر دالاس جنوبی. سایر سرمقاله هایی که از فرصت های صنعتی در موارد نادری پدید آمده اند ، و مبتنی بر حقایق مستند نبودند. با توجه به طبیعت بی نتیجه آنها ، این فرصت های شغلی به سرعت توسط خوانندگان رد شد و اغلب به عنوان شایعات شناخته می شدند.
37 پاسخ نهایی ، پاسخ جامعه ، مسئولیت تحمل بالاترین نرخ اعتباری در جهان را که به بحران مالی جهانی کمک کرده است ، بر جامعه می دهد. پاسخ جامعه استدلال می کند که هر شخص مسئول سقوط است و بنابراین باید بخشی از راه حل باشد. هر فرد وظیفه دارد سخت تر کار کند تا بتواند دنیای بهتری را برای ثروتمندان و همچنین افراد محروم ایجاد کند.
چگونه و چرا: تأثیر طبقه بندی و پاسخ
38 قضاوت های صریح در مورد درک ریسک ممکن است با نابودی بازار ، اختلاف نظر سیاسی و ریسک پذیری همراه باشد - همه اینها کاتالیزور برای رفتار اجتناب هستند. رابطه بین داوری های صریح و رفتار اجتناب به وضوح در سرمقاله های نشان داده شده در شکل 1 بیان شده است.
رازهاي معامله گران موفق...
ما را در سایت رازهاي معامله گران موفق دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سید مهدی موسوی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
2 فروردين
1402 ساعت: 13:53