تحلیل تکنیکال چیست؟

ساخت وبلاگ

این مطالعه کنش خود بازار است در مقابل مطالعه کالاهایی که بازار در آن معامله می کند. تحلیل تکنیکال شامل ثبت تاریخچه معاملات واقعی سهام (نوسانات قیمت، حجم معاملات در سهام / شاخص) به صورت گرافیکی و استنتاج از این تاریخچه تصویری، روند احتمالی آینده است. مبنای اساسی چنین تحلیلی معادله تقاضا/عرضه است.

یک تحلیلگر فنی خوب در واقع می تواند نمودار سهامی را تفسیر کند که هویت آن مشخص نیست تا زمانی که سوابق معاملاتی دقیق هستند و داده ها مدت زمان کافی طولانی را پوشش می دهند تا او را قادر به مطالعه پیشینه و عادات بازار آن کند.(لازم به ذکر است که چنین عملی توصیه نمی شود).

در تحلیل تکنیکال، کنش بازار همه چیز را تخفیف می دهد (به استثنای فعل خدا یا رویداد جنگ). قیمت ها به طور کلی تمایل به حرکت در روند دارند و تاریخ خود را تکرار می کند. این احتمالاً مقدمه ای برای تحلیل تکنیکال خواهد بود. مناسب خواهد بود

توجه داشته باشید که این یک هنر است (تفسیر حرکات اساساً به عهده طراح نمودار است و ممکن است بین دو تحلیلگر که به یک نمودار نگاه می کنند یک شکاف خمیازه ای وجود داشته باشد) نه یک علم (که همه چیز دقیق و برابر باشد) بلکه چیزی است.، که بر اساس احتمال - کمی انتزاعی تر است.

این موضوع مانند اقیانوسی است، وسیع، بی حد و حصر و به قدری عمیق که حتی بهترین ذهن ها نیز هر روز چالش جدیدی برای مقابله با آن پیدا می کنند، بنابراین ما سعی خواهیم کرد تا آنجا که می توانیم عدالت را در مورد موضوع در مدت زمان کوتاهی که داریم رعایت کنیم. دارند. یک هنر رزمی معروف ژاپنی به نام "کاراته" شناخته می شود - جایی که Kara مخفف خالی یا هوا و Te مخفف دست است که در واقع به معنای هنر دست خالی است. به طور مشابه، اگر کسی بخواهد یک موازی ترسیم کند، تحلیل تکنیکال به معنای هنر ذهن خالی است، اما در اینجا اصطلاح خالی باید به شکل باز نگاه شود، بنابراین در واقع به معنای هنر ذهن باز است. از آنجایی که تحلیل تکنیکال یک امر ذهنی است و 2 و 2

لزوماً اضافه نکنید تا 4 نفر برای هرگونه اتفاقاتی که می تواند فراتر از حد معمول باشد و برای چنین رویدادهایی که با موفقیت پیش بینی می شود ، آماده شود ، باید یک تغییر پارادایم در تفکر و رویکرد یک چارتیست وجود داشته باشد. با فرض اینکه فرد یک تحلیلگر فنی با استعداد است ، اما حتی در این صورت قوانین نظم و انضباط نیز ضروری است که بر اساس افراد ، وضعیت مالی ، اشتها برای ریسک ، ریسک زمانی ، پیروی می شود و هدف از آن با تسویه حساب به دست می آید. چنین فعالیتی

علاوه بر وضوح و تمرکز که پیش نیازهای اساسی برای سطح خاصی از مهارت است که در قلمرو تحلیل فنی حاصل می شود ، هرگز نمی توان در هر حوزه ای از این امر غافل شد ، اما به نظر می رسد ناچیز است. برخی از زمینه های اساسی تفاوت بین سرمایه گذاری و تجارت وجود دارد در حالی که یک Chartist خوب دقیقاً می داند که این تغییرات دقیقاً می دانند که آب چقدر عمیق است ، در صورت عدم وجود مشکلات جدی ممکن است به نظر برسد که هر دو دیدگاه قابل اجرا هستند اما ناتوانی در تشخیصبین آنها می تواند به معنای خسارات سنگین باشد.

به عنوان یک تحلیلگر فنی خالص ، سهام اگرچه نماینده مالکیت در یک شرکت است ، همان چیزی نیست که خود شرکت باشد زیرا سهام یک شرکت قوی نسبتاً ضعیف است و از یک شرکت ضعیف نسبتاً قوی است. درک این امر بسیار مهم است که شرکت و سهام دقیقاً یکسان نیستند و به عنوان یک چارتیست فقط به ارزش سهام مربوط می شود که توسط کسانی که یا در آن تجارت می کنند یا صاحب آن هستند درک می شود. راه دیگر برای نگاه کردن به سهام ، زاویه سود سهام است که برای یک تحلیلگر فنی هر درآمدی غیر از سود سرمایه یا ضرر و زیان ندارد ، در حالی که به طور متناقض بسیاری از سهام ، که پرداخت سود سهام بالایی را حفظ کرده اند اما ارزش قیمت آنها را به طور قابل توجهی فرسایش داده اند.

منبع سردرگمی دیگر این است که چارتیست روی یک معامله بد نشسته و نقش یک سرمایه گذار منفعل را فرض کند و زیان کاغذ وجود نداشته باشد تا زمانی که به یک ضرر واقعی تبدیل شود، در حالی که در واقع برای چارتیست، سود یا زیان در یک زمان معین باید باشد. به طور مستقیم با قیمت بسته شدن سهام در آن روز خاص مرتبط است. یک چارتیست همیشه به یک استراتژی خرید و نگهداری متعهد نیست، زیرا مواقعی وجود دارد که حفظ یک موقعیت برای ماه ها، شاید حتی سال ها منطقی است، اما مواقعی وجود دارد که یک چارتیست باید از سهام خود خارج شود. همان روز بعد، زیرا این برخلاف منطق تحلیل تکنیکال است که به دلایل احساسی در برابر سایر شواهدی که حاکی از ضعف است، در موقعیتی قرار بگیریم.

تغییر یا معکوس شدن در روند اصلی به ناچار زیان های زیادی را به خصوص برای معامله گران کوتاه مدت به همراه خواهد داشت، اما هنگامی که سردرگمی از نظر تغییر روند برطرف شد، آرامش آسانی باید در ذهن تحلیلگر حاکم شود. باید در نظر داشت که هر زمان که یک تحلیلگر فنی معقول شک داشت، همیشه به یک چارچوب زمانی بزرگتر برای رسیدن به نتیجه نگاه می کند و نیازی به گفتن نیست، هر چه بازه زمانی بزرگتر باشد، آن تحلیل وزن بسیار بیشتری خواهد داشت، به ویژه در مقایسه بایک بازه زمانی کوچک

از یک چارتیست انتظار می رود که دیدگاه خود را در همان زمان بازه های زمانی مختلف را به هم پیوند بزند، زیرا چندین بار این پیوند می تواند پاسخ بسیار مورد نیاز را ارائه دهد. آنچه می تواند یک الگوی توزیع در نمودار روزانه باشد، می تواند بخشی از اصلاح نمودار هفتگی باشد و به خوبی می تواند قبل از ادامه روند صعودی سهام، یک ضربه جزئی در نمودار ماهانه باشد. باید در نظر داشت که هنوز هیچ سیستمی توسعه نیافته است که بی وقفه از یک چارتیست در برابر ضرر یا حتی گاهی یک رشته ضرر محافظت کند که به نوبه خود باید با آن مقابله کرد.

درس گرفتن از اشتباهات، در صورت وجود، و اجازه ندهید چنین چرخشی از وقایع روحیه شما را خراب کند. یک فرد یک شبه تحلیلگر فنی نمی شود، بلکه از تجربه، سخت کوشی صادقانه و هوشمندانه ناشی می شود.

تجزیه و تحلیل فنی یک هنر ذهنی است. نه یک علم عینی درست مثل اینکه یک سیستم ریاضی است در حالی که البته این شامل ریاضیات است. تجزیه و تحلیل فنی در نظر گرفته شده است تا از اهمیت حرکات بازار با توجه به تجربه قبلی در موارد مشابه با استفاده از نمودارهایی با شناخت کامل این واقعیت که بازار مکانیسم حساس است که توسط آن همه عقاید همه شرکت کنندگان علاقه مند هستند ، استفاده کند. کاهش یافته توسط یک حراج رقابتی دموکراتیک به یک رقم واحد که قیمت سهام را در یک لحظه خاص نشان می دهد. سازندها و الگوهای مختلفی که بخشی از تجزیه و تحلیل هستند بی معنی یا خودسرانه نیستند ، اما در واقع نشانگر تغییر در ارزش های واقعی ، انتظارات ، امیدها ، ترس ها ، تحولات صنعت و سایر عوامل شناخته شده برای هر کسی است. مهم نیست که بدانید چه امیدها ، ترس ها یا تحولات خاص توسط یک الگوی خاص نشان داده شده است ، اما شناخت و درک اینکه نتیجه چنین الگویی می تواند باشد ، مهم است.

رازهاي معامله گران موفق...
ما را در سایت رازهاي معامله گران موفق دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سید مهدی موسوی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 20:47